| صفحه اصلی | آرشیو مطالب | آرشیو موبایل اسلامی | آرشیو چند رسانه ای | آرشیو پژوهشی | پایگاه های مرتبط | ارتباط با ما | درباره ما |
| اعوذ بالله من الشیطان الرجیم |
|
(لطفاً برای مطالعه این چند خط 10 دقیقه وقت بگذارید!) همانطور که میدانیم شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده،قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت میکرده،به همین دلیل"عزازیل" نام گرفته است. امام علی(ع)می فرمایند: شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دورکعتی او چهار هزار سال طول کشید. وقتی خدا انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند بغیر از ابلیس. شیطان به خدا گفت:من هفتاد هزار سال تو را عبادت کردم و خودفرموده ای که هرکسی مرا عبادت کند عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم.خداوند فرمودند:هرچه می خواهی در دنیا به تو عطا می کنم. شیطان گفت:اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم. خداوند پاسخ داد:تو را مهلت می دهم. دوم اینکه در مقابل هر یک فرزند آدم دو فرزند به من عطا کنی که برای هریک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمراهی بکشانند.خداوند باز هم قبول کرد. سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که از هرکجای بدن انسان بتوانم او را به معصیت بکشانم. چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبینند،اما ما آنها را ببینیم. پنجم اینکه می خواهم به من قدرتی دهی که به هر شکلی که می خواهم درآیم و هرکجا که می خواهم بروم. ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم( یعنی حتی وقتی که حضرت ملک الموت(س)برای قبض روح به سراغ انسان می آید،شیطان هم حاضر می شود و انسان را وسوسه می کند) امام باقر(ع)می فرمایند:هنگامیکه انسان در حال جان کندن است خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و میگوید اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم وقتی ناامید می شود شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم و می رود. هفتم اینکه از تو میخواهم که مرا به سینه اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم. خداوند در پایان میفرماید:تمام خواسته هایت را برآورده میکنم ولی هرکس پیرو تو باشد او را با تو به جهنم می فرستم. بعد شیطان میگوید:ای خدا به عزت و جلالت قسم که همه انسانها را گمراه میکنم مگر عده ای معدود که بنده خاص تو هستند.پس گفت حالا که مرا بیرون میکنی جایی برای زندگی کردنم معین کن.خداوند فرمودند:تو را در حمامها و هرجا که محل رفت و آمد مردم باشد قرار دادم شیطان گفت:غذای من چه باشد؟ خداوند فرمودند:سر هر سفره ای که(بسم الله الرحمن الرحیم) گفته نشود بنشین و با آنها که همچو حیوان گرسنه اند غذا بخور! حضرت امام محمد باقر(ع)در این باره میفرمایند:اگر اول غذا یادتان رفت"بسم الله"بگویید،آخر غذا بگویید تا شیطان هرچه خورده برگرداند. بعد شیطان گفت:که من احتیاج به آب دارم.خداوند فرمودند:آب تو شراب و هرچیز مست کننده باشد.شیطان گفت:برای من کتابی قرار بده؛خداوندفرمود:کتاب تو وشم باشد(خالکوبیها و کتابهای سحر و جادو) و بعد گفت: برای من حدیثی قرار بده،خداوند فرمود:حدیث تو دروغ است. روزی حضرت محمد(ص)شیطان را حاضر در مسجدالحرام دید پیش او رفت و به او گفت ای ملعون چرا ناراحتی؟شیطان گفت:از دست تو و امت تو ناراحتم.حضرت فرمودند:چرا از من ناراحتی؟شیطان گفت:چون این همه تلاش میکنم تا مردم را گمراه کنم ولی تو در روز قیامت آنها را شفاعت میکنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی به همین خاطر با تو دشمنم.حضرت فرمودند:از امتم چرا ناراحتی؟شیطان گفت: اول اینکه:وقتی به هم می رسند سلام میکنند که (سلام)اسم خداست و من از این اسم می ترسم. دوم اینکه:وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم بیرون نیامده گناهشان بخشیده می شود. سوم اینکه:وقتی میخواهند غذار بخوردند"بسم الله" میگویند و من دیگر نمیتوانم غذا بخورم و گرسنه باقی می مانم. چهارم اینکه: بعد از غذا خوردن "الحمدالله"می گویند. پنجم اینکه:وقتی اسم تو می آید بلندبلند صلوات ختم میکنند و ثواب آن آنقدر زیاد است که من فرار می کنم. ششم اینکه: وقتی میخواهند کاری بکنند"انشاءالله"میگویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آنها را بر هم زنم. هفتم اینکه:صدقه می دهند و وقتی که صدقه می دهند هم گناهشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور میکنند. حضرت نبی(ص)در این مورد میفرمایند: وقتی انسان دستش را در جیبش میکند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را میگیرند تا او را منصرف نمایند. هشتم اینکه:قرآن میخوانند و در خانه ای که قرآن خوانده میشود دیگر جایی برای من باقی نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند. نهم اینکه:مرا زیاد لعنت می کنند و با هر لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آن زخمها خوب نمی شوند. دهم اینکه:هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا هدر می دهند. یازدهم اینکه:عطسه که می کنند"الحمدالله" می گویند. حضرت محمد(ص)فرمودند: عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است و وقتی عطسه میکنید باید"الحمدالله" بگویید. وقتی انسان نماز می خواند شیطان از او دور میشود.بخصوص اگر سجده طولانی باشد،شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد. حضرت امام صادق(ص)فرمودند:هرکس نماز نخواند از شیطان پست تر است.چون شیطان یک خطا کرد و آنهم اینکه بر آدم سجده نکرد؛ولی انسان اگر نماز نخواند برای خدا سجده نمی کند. حضرت محمد(ص)فرمودند:مجوز عبور از پل صراط نماز است و فرمودند:اگر نماز مومن قبول شود بقیه اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد. و همچنین از امام صادق(ع)نقل است:که از صفات مومن این است که "بسم الله الرحمن الرحیم"را در نماز بلند بگوید و هرکس بعد از تکبیر نماز،قبل از شروع حمد"اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" را بگوید به اندازه هرمویی که در بدن است هزاران حسنه برای او می نویسند. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ، ساعت: 16:21 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| سلام بر محرم |
|
خواستم سخن بگويم.از تو و حماسه ي خونينت.از شكوه جاودانه ات و ايستادگي ات بر بلنداي تاريخ،زبان قاصر آمد. فرزندت فرمود: الَسَّلامُ عَلي ساكِنِ كَرْبَلاءَ الَسَّلامُ عَلي مَنْ بَكَتْهُ مَلائِكَةُ السَّمآءِ الَسَّلامُ عَلي الْجُيُبِ الْمُضَرَّجاتِ الَسَّلامُ عَلي ساكِنِ التُّرْبَةِ الزّاكِيَةِ الَسَّلامُ عَلي صاحِبِ القُبَّةِ السّامِيَةِ الَسَّلامُ عَلي مَنْ طَهَّرَهُ الْجَليلُ الَسَّلامُ عَلي مَنِ افْتَخَخَرَ بِهِ جَبْرَئيلُ الَسَّلامُ عَلي مَنْ ناغاهُ فيِ الْمَهْدِ ميكائيلُ اَلسَّلامُ عَلي مَنْ نُكِثَتْ ذِمَّتُهُ الَسَّلامُ عَلي مَنْ هُتِكَتْ حُرْمَتُهُ الَسَّلامُ عَلي مَنْ اُريقَ بِالظُّلْمِ دَمُهُ الَسَّلامُ عَلي الْمُغَّسَلِ بِِدَمِ الْجِراحِ الَسَّلامُ عَلي الْمُجَرَّعِ بِكَأْساتِ الرِمّاحِ الَسَّلامُ عَلي الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ الَسَّلامُ عَلي الْمَنْحُورِ فيِ الْوَراءِ الَسَّلامُ عَلي الْمَقْطُوعِ الْوَتينِ الَسَّلامُ عَلي الْمُحامِي بِلا مُعينٍ الَسَّلامُ عَلي الشَّيْبِ الْخَضيبِ الَسَّلامُ عَلي الْخَدِّ التَّريبِ الَسَّلامُ عَلي الْبَدَنِ السَّليبِ الَسَّلامُ عَلي الثٍّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ الَسَّلامُ عَلي الرَّأْسِ الْمَرْفُعِ الَسَّلامُ عَلي الْأَجْسامِ الْعارِيَةِ فيِ الْفَلَواتِ تَنْهِشُهَا الذُّئابُ الْعادِياتُ وَ تَخْتَلِفُ اِلَيْهَا السِباعُ الضّارِياتُ الَسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ وَ عَلَي الْمَلآئِكَةِ الْمُرَفُوفينَ حَوْلَ قُبُّتِكَ الْحافّينَ بِتُرْبَتِكَ الطّآءِفينَ بِعَرْصَتِكَ الْوارِدينَ لِزِيارَتِكَ
يا حسين(ع) هنوز هم عمر سعد ها در حسرت گندم ري تيغ ميكشند. هنوز در قحطي وجدان هاي بيدار پيكر خونين حقيقت سم كوب اسب هاي سترونِ درخشش زر و عطش سيري ناپذير قدرتمنداني است كه جز زشتي و درشتي نميشناسند. وبراستي كه كل يوم عاشورا و كل الارض الكربلا
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه بیست و دوم دی 1386 ، ساعت: 19:20 ، نگارنده: راوی | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| حالی برای نماز |
|
یک ساعتی مانده بود به اذان صبح. جلسه تمام شد. آمدیم گردان. قبل از جلسه هم رفته بودیم شناسایی.تا پام رسید به چادر، خسته و کوفته ولو شدم روی زمین. فکر میکردم عبدالحسین هم می خوابد. جورابهاش را در اورد. رفت بیرون! دنبالش رفتم. پای شیر آب ایستاد. آستینها را داد بالا و شروع کرد به وضو گرفتن.بیشتر از همه ما فشار کار روی او بود. طبیعی بود که از همه خسته تر باشد. احتمالش را هم نمیدادم حالی برای خواندن نماز شب داشته باشد. خواستم کار او را بکنم حریف خودم نشدم. فکر این را می کردم تا یکی دو ساعت دیگر سر و کله فرمانده ی محور پیدا می شود. آن وقت باید باز می رفتیم دیدگاه و می رفتیم پشت دور بین. خدا میدانست کی برگردیم. پیش خودم گفتم: بالاخره تو بیست و چهار ساعت، احتیاج به یه استراحتی داره که. رفتم تو چادرو دراز کشیدم. زود خوابم برد. اذان صبح آمد بیدارمان کرد. بلند شدم و پلکهام رو مالیدم. چندلحظه ای طول کشید تا چشمهایم باز شد به صورتش نگاه کردم. معلوم بود مثل هر شب، نماز باحالی خوانده است. ================================== خاطره فوق برگرفته از خاک های نرم کوشک نوشته سعید عاکف است. این کتاب براساس شرح حال شهید برونسی نوشته شده است. مقام معظم رهبری در مورد این اثر فرموده اند: " من توصیه میکنم و واقعا دوست دارم شما این کتاب را بخوانید. اسم این کتاب خاک های نرم کوشک است ، قشنگ هم نوشته شده است..." نوشته شده توسط: سمیه! |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه هجدهم دی 1386 ، ساعت: 18:23 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| همه چيزمون به همه چيزمون مياد!!! |
|
همه چيزمون به همه چيزمون مياد!!! ویترین مغازه هامون؛ارتفاع خونه هامون؛چاله چوله هامون!!!.... شديم پا واسه فرار كردن از خودمون،گمشدمون رو تو همه چيزو همه كس مي بينيم الّا تو خودمون.وقتي من با خودم رو راست نيستم وقتي من به خودم دروغ ميگم، آخه چه طور مي خوام به عنوان يه آدم تأثير گذار ، يه بسيجي مخلص، يه آدمي كه دغدغش ظهور مولاشه چراغ بدم به دست اونايي كه تو تاريكي راه گمشدن. اصلا" اين آدمي كه همه مي بينن ،من نيستم ! اسم و فاميلمو كه خودم روي خودم نذاشتم، ظاهرمم كه از وراثتم گرفتم، رشته ي تحصيلي و شغلمم كه از بيرون به من دادن، آخر ادعامم مي مونه يه تن ؛ كه يه هديه است از طرف خدا و قراره روزي به خاك بره. بعد، من توي خودي كه مال خودم نيست ؛ هزار تا توي رنگ به رنگ قالب زدم و هزار تا نقش بازي ميكنم؛ وقتي من ،من به اصطلاح و عنوان ، بسيجي خط مهدي(عج) ؛ وقتي با خودم خوب روراست ميشم ، ميبينم كه اين من ، من نيستم. ويلُ للمصلّين... اگه اين همه بيداد رفته سر به فلك ، اگه بيشتر وقتا خوب وبد باهم عوض مي شن بدون اين كه بفهميم ،اگه هنوز خودمون راه سرخ حسين (ع) روميذاريم نشناخته بمونه تا پلو و خورشت عاشورا سر بياد و شكم جهالت صابون بخوره واسه قيمه ي عاشوراي سال بعد؛ چطور رومون ميشه موقع خوندن دعاي ندبه بگيم أين الطالب بدم المقتول بكربلاء ، الله اعلم. القصه ي اين شونه هاي خالي از مسئوليتمون اينكه من ،من بسيجي ، تا تهي نشم از عنوان و پر نشم از مسئوليت و آگاهي ، العجل گفتن واسه مولام دردي رو دوا نمي كنه. آره ويلُ للمصلّين ِ كه اگه اين همه ناجوري و جورواجوري تو اعمال خودمونو ديگرون ميبينيم و اغلب مخالف حق ، به خاطر بي كفايتي وفقط حرف زدن هاي قشنگ ماست ، وگرنه كدوم نمازخوان بي شيله پيله و مخلصي هست كه نماز بخونه و آدم كافررو، خدا پرست و عاشق نكنه (اين فقط من باب مثال بود؛ برداشت اصل مطلب با خودتون ). خدا همه چيز از دست رفته ي منو شما رو بيامرزه!! امام خميني(ره) قشنگ گفته كه: گر تو آدم زاده هستي ،علم الاسماء چه شد؟ قاب قوسينت كجارفته است؟ او ادني چه شد؟ حالا راستشو بگيم، اگه من پر! تو پر! پس شصت خطاكار كي بالاست؟
پ.ن: با عذر خواهی از نویسنده مطلب که این پی نوشت رو به مطلبش اضافه میکنم راستش یه وبلاگی کشف شده که متعلق به یه اقا پسره که اگه نگیم نابغه اس لااقل میتونه در اینده وزنه ای باشه واسه خودش خودتون ببینید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ، ساعت: 18:33 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| جشنواره موسیقی |
|
بالاخره جشنواره موسیقی فجر امسال به پایان رسید امسال علاوه بر بخش های دیگر بخش موسیقی پاپ هم به بخش های مسابقه اضافه شده بود
اگر به همین منوال پیش برویم شاید به بررسی گروه های دیگر موسیقی هم برسیم درست است که جناب وزیر اعلام کردند: " که ما نگاه ویژه ای به موسیقی فاخر سنتی خود داریم اما نباید دیگر موسیقی های موجود در ایران را نادیده بگیریم" اما سوال این است "جناب وزیر چرا فقط این گروه ها ؟ آیا گروه های دیگر زیر زمینی موجود در ایران توان اجرایی در حد جشنواره نداشتند و یا این که اجرای حمید عسگری و گروه آریان و یا سالن خالی از جمعیت وزارت کشور در اجرای خشایار اعتمادی توان اجرایی موسیقی پاپ کشور است؟" ----------- حال بماند که در سالن بزرگ وزارت کشور اگر نیروز انتظامی جهت برخورد با بد حجابی وارد میشد افراد بیشمار ی جهت ارشاد و تذکر به نیرو منتقل میشدند. بماند که نیروی انتظامی زیر مجموعه ای از وزارت محترم کشور است.
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه دهم دی 1386 ، ساعت: 20:18 ، نگارنده: اصف | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| نوشته هایم را نخوان، آرایش ات بهم می ریزد.... |
|
" امروز سپاه حق عليه باطل دچار نقصان نيروست و نبايد صحنه را خالي كرد و اولويت امروز جهاد فرهنگيست فلهذا و در راستای صدور انقلاب عظیم و اسلام ناب ما هم به فراخور زمان وظيفه داريم به نوبه خود از خویشتن خویش وبلاگ و وبسايت و احيانا مسنجر !! داشته باشیم تا مثلا به خیال خام خودمان بدین طریق بس به غایت جهاد كنيم، جهادی اکبر!! و زین سبب به وظيفه شرعی مان مثل حرفاً! عمل كرده باشيم ، انهم به طریق اولی و به هر قيمت حتی قَیَمات سنگین و چه بسا سنگین تر! " بیخودم لفظ قلم نیا ...! درسته! نمي شه انكارش كرد كه اين روزا وسط ميدون كارزار حق و باطل و در برابر فتنه هاي جندالشيطان بد جوري تو غربت مونديم و وجود يه سرباز هم غنيمتيه تو اين شب تاريك زمستوني……. اما ، مي دوني چيه رفيق!؟ با همه اين مسائل مي خوام بگم كه شما خيلي اين حرفها رو به خودت نگير!! قرار نيست اين كه كامپيوترت رو روشن كرده ، نكرده! كانكت شدي خودت رو مجاهد بدوني! و اگه شب تا صبح پاي اينترنتي و شام و نهارات رو در جوار كامي جون ميل مي كني امر بر سركار مشتبه شه كه واقعا مثل اينكه داري یه گلی به سره دنیا و آخرتت میزنی! نخيرم داداشي! نه ابجي خانم! اين طوري هام نيست! زیادی خودتو جدی گرفتی ! یه مجاهد بي سواد كه درس و دانشگاهش اولويت هزارمش هم نیست! تحقيق كه اصلا تو مخيله اش نمی گنجه ! اخلاق رو هم كه اصلا حرفش رو نزن! محاسبه و مشارطه و مراقبه هم که رسما كلهم تعطيل... ! طفلی دلش هم خوشه وقتي خودشو تو آينه مي بينه ياده شهدا مي افته و احتمالا هميشه يه زيارت عاشورا هم تو جيبشه و در ادای عين سلامٌ عليكم هم مهارت خاصی داره و همچينی غليظ میگه كه عربها جلوش لنگ میندازن !!! و يا اينكه خيلي خوشگل مي تونه با چادرش روبگيره و تازه اش هم عضو فعاله بسيجه …… ! و مهمتر از همه هم اينكه حالام يه مدتيه دستش تند شده و افتاده به جون اين كيبورد و هي تايپ مي كنه!به خيال خودش همه اش هم بخاطر اسلام و انقلاب و ... پس حالا ديگه با این اوصاف يه مجاهده واقعيه !!! اما اي مجاهد استشهادي!! اهاي بچه حزب الهي عاشق شهادت !خداوكيلي تا حالا به اين فكر كردي حالا كه اينجا ميدوونه جهاد شده تا حالا چندتا مون جرات داشتيم به خاطر خدا هم كه شده بريم توي ميدون مين و سوت شيم هوا! چقدر جرات داشتي و داري توئی كه بخاطر خدا مي نوشتي ! يه مدت هم بخاطر خدا ننويسي……!؟ چقدر تونستي از اين اسم وب مجازي ات كه احتمال برات معروفيت آورده بگذري و نابودش كني اين منيت ات رو ؟! مي دونم بازم دودلي ! اما ... ببينم تا حالا از خودت سوال كردي واقعا اين همه مدت كه بودي كجاي حق رو تونستي دفاع كني كه با رفتن يا ننوشتنت بي دفاع بمونه ؟! چندتا مطلب نوشتي كه تونسته باشه يه نفر رو متحول كنه چقدر توي اين جهاد مجازي تو خط مقدم بودي تونستي با اونايي كه تيشه به ريشه ي مسلموني تو مي زنن در بيفتي! و جلو شون سينه سپر كني؟! اصلا خيلي هم نمي خواد بري اون نوك خط مقدم و يكي مثله ديك چيني و مسيحي صهيونيستهاي تلمودي رو رو يخه كني!!! اصلا بيا تو همين دیار خودت! ببينم چند تا وبلاگ و وبسايت درست و حسابي ديدي كه تونسته باشن از رواج وهابي گري و عضو گيري اونا از اين ادمايي كه بهشون مي گي بچه قرتي جلو گيري كرده باشن!؟؟؟؟ چند تا تون(مون ) تونستين(يم) لا اقل يه نفر رو بياريم تو خط مستقيم! اصلا بيا يه خرده نزديك تر! تا حالا به اين فكر كردي كه چندتا مون تونستيم خودمون بمونيم تو خط مستقيم!!!! آی بچه حزب الهي! مي خواي بنويسي خب بنويس! از هر جا هم كه عشقته بنويس! اگه مي خواي بموني بمون! ولي منت اين موندنت رو پاي اسلام و ظيفه شناسي ات و اين حرفها نذار ! اما اين روزا هر جا كه مي ري انگار دوباره تب رفتن يه جورايي شايع شده!! روي صحبتم با حزب الهي هاست! چه اونايي كه مارك دارن و همه جا تابلو مي زنن! چه اونايي كه خودشون نمي خوان تو حزب الهي ها باشن ولي يه جورايي هستن........ چه اونايي كه نيستن و چه اونايي كه حالا به هر دليلي مي خوان که ديگه نباشن........ ! مي خوام بگم... بچه حزب الهي امروز اولويت ات رو بشناس......... اگه تو خودت مي بيني كه مي توني بموني ........ بايد بموني!! و بايد محكم هم باشي ! چون هنوز طوفان هاي سخت تري در پيشه! كه ايستادن در برابرش مردان حيدري و شير زنان زينبي رو طلب مي كنه..... اما اگرم فكر مي كني صلاحت اينه كه بايد بري......... خب ... برو... فقط اينكه ؛ تا دست پر هم نبودي... برنگرد ...! پ.ن : · اول بگیم که درب بهشت گر نگشایند بروی ما ، گوئیم یا علی و ز دیوار می رویم، عید بر شما مبارک باد. · نیت بیش از انکه تشویق به رفتن باشد تشویق به محکم ماندن بود، پس لطفا دوستان جو زده نشوند! · در دور جدید فعالیت دفاع مقدس بناست قدری بیشتر تلنگر بزنیم و می زنیم..! · کم و کاستی های متن رو بذارید به حساب یه ادمی غیر نویسنده اصلی مطلب که فضولی کرد یه دستی توش برد! البته سعی کرد زیادی تغییرش نده و نداد! ولی خب خرابیاش پای همون ادم ، نه بهتره بگم به حساب همون بچه پررو! |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه هشتم دی 1386 ، ساعت: 0:1 ، نگارنده: ستاره دریایی | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| عرفۀ طلایی (سفرنامۀ طلاییه) |
|
بیشترین تغییری که به چشم میخورد حضور پررنگ شرکت نفت در منطقۀ طلاییه بود. شرکت نفت از همان سالها دنبال اکتشاف نفت در طلاییه بود. البته چند چاه پلمپشده نیز از قدیم در همان منطقه بود، اما اکتشافات جدید و فعالیت گسترده مهندسی و آماده سازی و راهسازی و بهطور کلی رفت و آمد و کار جدی شرکت نفت در منطقه دیدنی بود. شرکت نفت به موازات. جادۀ شرقی غربی موجود در جنوبیترین قسمت طلاییه که از پشت دژ شهید ساجدی تا زیارتگاه جلو میرفت دژ دیگری را احداث کرده بود که زیرسازیهایش تمام شده ولی آسفالت نشده بود. تانکهای بهگل نشسته در محوطهی میانی طلاییه هنوز بهخوبی سابق دیده میشد. میادین مین جلویی پاکسازی نشدهبود و مثل سابق عین جالیز کلم و خیار و گوجه خودنمایی میکرد. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه چهارم دی 1386 ، ساعت: 19:8 ، نگارنده: حمید بزم شاهی | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| معرفی کتاب |
|
|
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| موبایل اسلامی(نرم افزار) |
|
- قران کریم با امکان جستجو - نهج البلاغه - صحیفه سجادیه - دعای کمیل - زیارت عاشورا - دعای عهد - اوقات شرعی - ذکر ایام هفته |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| کلیپ صوتی |
|
- نامه دختر شهید ناصری به پدرش - ابوالفضل سپهر 5 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 4 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 3 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 2 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 1 (دلبران) |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| کلیپ تصویری |
|
- سامی یوسف 4 - سامی یوسف 3 - سامی یوسف 2 - سامی یوسف 1 |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
|
امير لشكر عشق باید رفت پرچمدار آخرين خنده ها بدون شرح انگار هیچ خبری نیست خواب راحت خاطره بزرگان عكس سه نفره |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| درباره ما |
![]() شهدا را به این خاطر دوست داریم که با ما هستند! هر چند ما با شهدا نیستیم.... |
| نویسندگان |
|
باران
قرار شبانه راوی حمید بزم شاهی ارمینه جسد زنده ستاره دریایی بازمانده اصف سید(ة) آزاد |
| جستجو |
|
.... در حال بارگذاری
|
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی
پژوهشی دلنوشت متفرقه جامعه اسلامي |
| آمار وبلاگ |
| اطلاعات وبلاگ |
|
Powered For BLOGFA.COM طراح قالب: تیم پشتیبانی وبلاگ بازسازی قالب: WindowsLab |