| صفحه اصلی | آرشیو مطالب | آرشیو موبایل اسلامی | آرشیو چند رسانه ای | آرشیو پژوهشی | پایگاه های مرتبط | ارتباط با ما | درباره ما |
| حاج علی اصغر محراب... |
|
اسم محراب را شنیده بودم می گفتند معاون کاوه است هرکس توی کردستان بوده لابد اسم محراب را شنیده. این جا و انجا، توی این گردان و آن گردان هم خیلی حرف محراب بود. بعد از نماز با اسماعیل رفتیم سنگر بچه های اطلاعات عملیات. معرفی نامه قرارگاه را نشان دادم. گفتند باید خود محراب باشد. اسماعیل گفت:« اینجا محراب خیلی سخت میگیرد. خیلی ها آمده اند به هوای اطلاعات عملیات اما محراب زیر بار نرفته. می گوید من اینجا بچه هایی میخواهم نترس،با ایمان و فرمان بر...» از اسماعیل پرسیدم :خیلی سخت گیر است؟! گفت: تا دلت بخواهد! .................................... اذان صبح که از بلندگوی مقر پخش شد بیدار شدم. چندتا از بچه ها زود تر از من بیدار شده بودند، لابد برای نماز شب. بیرون سنگر سوز سردی می آمد. مجبور بودم بروم تا کنار منبع آب. بچه ها می آمدند برای وضو. یکی داشت می آمد با لباس گرم کن. پوتین هایش را نپوشیده بود پاهایش را بزور کرده بود توی آن و بندهایش روی زمین کشیده می شد. گفتم: سلام برادر. - سلام. گفتم: اقای برادر این چه وضعی است؟! مواظب باش، اگر محراب سر برسد و تو را با این وضعیت ببیند، لابد برت می گرداند مشهد توی یک مقر نظامی. این چه طرز لباس پوشیدن است؟! او فقط نگاهم کرد. خیره و با تعجب پرسید : کدام محراب؟! گفتم: حاج اصغر محراب را می گویم. فرمانده اینجاست دیگر! پرسید: مگر امده؟! گفتم : نه اینجا نیست. رفته قرارگاه. گفت: تو اینجا چه میکنی؟! گفتم: اگر این حاج اصغر محراب بگذارد می خواهم عضو اطلاعات عملیات تیپ بشوم. .گفت: خیر است ان شا ء الله. .............................. دست و پایم می لرزید... بلند سلام کردم و رفتم تو. محراب بالای سنگر نشسته بود. یک کالک جلویش پهن بود. دو زانو نشسته بود. خم بود روی کالک. گفت : بیا تو. همان جلوی سنگر نشستم . پرسید :برادر زارعی چطوری؟! تعجب کردم اسم مرا میداند. گفتم: خوبم حاج آقا. با لبخند گفت: حالا وضعیتم چطور است؟! به لباسهایش اشاره کرد. خوب و مرتب بود. خجالت کشیدم. گفتم : ببخشید حاج اقا. گفت: معرفی نامه ات کو؟! بلند شد برایم توی لیوان پلاستیکی قرمزش چای ریخت. چایش طعم عجیبی داشت. انگار آرامم کرد. معرفی نامه را که دادم، دستش گرفت. آن را خواند ... گفت: چایی ات را که خوردی، می روی پیش آقا اسماعیل. امشب هم آماده باش، میخواهیم برویم جلو. چایی را هورت کشیدم و گفتم چشم! گلویم سوخت. بعد دوباره سرش خم شد روی کالک و گفت: در پناه خدا. ======================================== پ.ن: 1. مطلب بالا برگرفته است از کتاب پرنده آبی مجنون انتشارات ستاره ها . از مجموعه کتب قصه های سرداران. 2. یک عذر خواهی خیلی بلند بالا به همه دوستان بدهکارم بابت یک غیبت نسبتا طولانی و سلب توفیق در بروز کردن وبلاگ. ان شاءالله تو دوره جدیدی که با هم بعد از این غیبت شروع خواهیم کرد همت خودمون و دست دعامون رو بسیج می کنیم که خدا توفیق خدمت گزاری هر چند کوچیک به ما بده. و البته جا داره از همه دوستانی که در نبود بنده چراغ وبلاگ رو روشن نگه داشتن یه قدر دانی بلند بالا هم بکنیم و دعاشون کنیم که خداوند بهترین عوض ها رو بهشون بده. 3. ایام، ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هست ضمن تسلیت این ایام از همه دوستان التماس دعا داریم برای اسلام و مسلمین و اینکه خود حضرت مددی فرمایند که ظلم و فساد ازجامعه ی بشری ریشه کن بشه و دولت موعود رو خداوند هر چه زودتر به بندگانش عطا کنه. که سخت است بر ما که همه را ببینیم و تو را نبینیم! 4. یا علی مددی... |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ، ساعت: 19:36 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| به کجا چنین شتابان ... |
|
یا حکیم حالا سالها از آن حماسه ۸ ساله گذشته و خوب دیگر حالا همه حتما خوب می دانیم که حماسه اصلی هنوز پایان نگرفته که ما پیرو مکتب همان امامی هستیم که فرمودند جنگ ما جنگ فقر و غناست ... هر چنداین روزها گفتن از کلمات حماسی و استراتژیک امام (ره) قدری کلیشه ای به نظر می آید . اما ما باز هم خواهیم گفت تا بلکه روزی کلیشه ها بشکند ... و اما بعد ... بعد از پایان دوران دفاع مقدس جانانه ۱۰ساله ما نکته ای که ضرورت عینی داشت ، و انصافا این نکته دغدغه مهم بسیاری از مردمان و زنان روزهای حماسه هم بود ضرورت انتقال صحیح و درست واقعیتهای دوران جنگ با حفظ اصلالت اخبار بود . شاید یکی از بهترین طرحهای اجرایی در این زمینه بازدید عمومی از مناطق جنگی بود . بازدیدی که کافیست برای هرنفر حتی یکبار هم که شده اتفاق بیافتد و ِآنوقت بعید است که او آن سفر و آن سرزمینها را فراموش کند . مناطق جنگی دوران دفاع مقدس قابلیت های بالقوه خاصی دارند که شاید در هیچ نقطه تاریخ باستانی ما هم وجود نداشته باشند . نکاتی مانند وسعت بسیار زیاد ، معاصر بودن جریان دفاع مقدس ، مردمی و ملی بودن این اتفاق و از همه مهمتر مایه های درونی که این حرکت است که سرچشمه های عمیق معرفتی و دینی و انقلابی دارد . همه این موارد ضرورت توجه به برگزاری کاروانهای راهیان نور را بیشتر می کند . اما متاسفانه هنوز نتوانستیم بطور صحیحی از این فرصت بسیار خوب بهره برداری کنیم . شاید بزرگترین مشکلی که سالهاست دز این زمینه احساس می شود عدم وجود مدیریت واحد و برخوردهای سلیقه ای است . نبود این مدیریت گاهی حتی رقابتهای عجیبی را در این عرصه بین نهادهای مختلف نظامی و فرهنگی بر سر مالکیت و یا مدیریت این جریان نموده است . و اما آن چیزی که شاید همه آنانی که سالهاست به این سرزمینها مشرف می شوند را نگران کرده است - که به طور قطع به عدم وجود مدیریت ثابت و عدم وجود یک برنامه ریزی دقیق کوتاه مدت و بلند مدت برمی گردد - تغییر هر روزه مناطق است .
اینجانب حقیقتا هنوز هم نمی دانم این همه اصرار در بازسازی بعضی از مناطق برای چیست ؟ بهتر نبود آن روزها که خرمشهر فتح شد قسمتهایی از شهر و مخصوصا مناطق مرکزی شهر و اطراف مسجد جامع از درون بازسازی - جهت جلوگیری از ویرانی و فروریختن -می شدند و با همان حالت نگهداری می شدند و بناهایی جدیدی در همان نزدیکی ها با همان معماری ساخته می شد اما در عوض ما برای همیشه تاریخی مستند داشتیم . نمادهای مقاومت مردمی ایران کاخهای تخت جمشید و معماری های دوره صفویه نبودند که تمام تلاشمان را برای بازسازی آنها و اثبات تمدن چندهزار ساله خودمان به همه جهانیان انجام دهیم . اینها نمادهای مقاومت مظلومانه مردمی غریب در این عصر بودند و هستند . هنوز هم نمی دانم این همه اصرار در شبیه سازی مناطق برای چیست ؟؟؟ این همه صدای دالبی و زحمت فوق العاده برای بهتر قرار دادن دستگاه های پخش صدا در بهترین فرم و بهترین جا برای چیست ؟؟؟ آیا ما می خواهیم برای مردمانمان قطعاتی از نبرد نیروهای ویژه آمریکایی را تداعی کنیم که این گونه در بهتر پخش شدن صدای انفجارات تلاش می کنیم . هنوز هم نمی دانم تلاش بسیار زیاد برای تغییر جغرافیای جنگ برای چیست ؟ آیا نمی دانیم که این همه تغییر در ظاهر در آینده دور تغییر در ماهیت را هم ایجاد می کند ؟؟؟ داستان جنگ گاهی از زبان راویان تغییر می کند و خیلی از این راویان فراموش می کنند که بزرگترین معجزه دفاع مقدس ، نفس قدسی حضرت امام (ره) و همه آن تاثیر گذاری آرمانخواهانه کلمات ایشان بود که هنوز هم در دل تاریخ جاریست . حالا از که باید بپرسم که : به کجا چنین شتابان ؟ اینها همه تغییر در روایت و ماهیت و جغرافیای جنگ برای چیست ؟ چه کسی پاسخگوی اشتباهات فردی برخواسته ار سلیقه های شخصی و عدم مدیریت واحد خواهد بود ... آهای دوستان ... به کجا چنین شتابان ...
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ، ساعت: 21:58 ، نگارنده: بازمانده | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| مطالب پیشین |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| معرفی کتاب |
|
|
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| موبایل اسلامی(نرم افزار) |
|
- قران کریم با امکان جستجو - نهج البلاغه - صحیفه سجادیه - دعای کمیل - زیارت عاشورا - دعای عهد - اوقات شرعی - ذکر ایام هفته |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| کلیپ صوتی |
|
- نامه دختر شهید ناصری به پدرش - ابوالفضل سپهر 5 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 4 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 3 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 2 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 1 (دلبران) |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| کلیپ تصویری |
|
- سامی یوسف 4 - سامی یوسف 3 - سامی یوسف 2 - سامی یوسف 1 |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
|
امير لشكر عشق باید رفت پرچمدار آخرين خنده ها بدون شرح انگار هیچ خبری نیست خواب راحت خاطره بزرگان عكس سه نفره |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| درباره ما |
![]() شهدا را به این خاطر دوست داریم که با ما هستند! هر چند ما با شهدا نیستیم.... |
| نویسندگان |
|
باران
قرار شبانه یه مسافر راوی جنبشی استشهادی حمید بزم شاهی ارمینه جسد زنده ستاره دریایی بازمانده اصف علیرضا نویسنده آزاد يونس |
| جستجو |
|
.... در حال بارگذاری
|
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی
پژوهشی دلنوشت متفرقه |
| آرشیو تاریخی |
|
تیر 1387
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آمار وبلاگ |
| اطلاعات وبلاگ |
|
Powered For BLOGFA.COM طراح قالب: تیم پشتیبانی وبلاگ بازسازی قالب: WindowsLab |