| صفحه اصلی | آرشیو مطالب | آرشیو موبایل اسلامی | آرشیو چند رسانه ای | آرشیو پژوهشی | پایگاه های مرتبط | ارتباط با ما | درباره ما |
| ج ه ا د... |
|
لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا... |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ، ساعت: 10:31 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| هر کاری برای کمک به فلسطین لازم باشد، انجام میدهیم |
|
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم، «قتل عام کودکان، زنان و مردم مظلوم غزه» به دست صهیونیستها را فاجعه ای کم نظیر خواندند و تأکید کردند: هدف واقعی و نهایی اسرائیل و امریکا از این جنایات فجیع، نابود کردن اصل مقاومت و تسلط بر منطقه بسیار مهم خاورمیانه است اما به فضل الهی و در پرتو «عزم قاطعانه و دفاع جانانه رزمندگان فلسطینی» و «بیداری و حضور ملتها در صحنه»، این حوادث در نهایت، به طور قطع به پیروزی حق بر باطل خواهد انجامید.
ایشان با تسلیت ایام عزاداری سیدالشهدا (ع) و یاران با وفایش، لزوم بیداری امت اسلام در طول تاریخ را درس بزرگ حماسه فراموش ناشدنی عاشورا برشمردند و خاطرنشان کردند: انحراف عمیقی که تنها حدود 50 سال پس از رحلت نبی اکرم (ص) با روی کار آمدن یزید فاسق و فاجر روی داد از چشم مردم و خواص آن دوران پنهان ماند اما امام حسین (ع)، با قیام پرشکوه، بیدار کننده و تکان دهنده خود و ارائه نسخه ای عملی، به بشریت آموخت که درک و فهم توطئه های پنهان، «عکس العمل به موقع، شجاعانه و فداکارانه در مقابل آنها» و پرداختن بهای لازم برای شکستن آن توطئه ها، وظیفه سنگین و تاریخی ملتهای بیدار و هوشیار است که درس امروز ما و امت اسلامی از عاشورا نیز همین است. رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به ابعاد پنهان توطئه صهیونیستها در فاجعه آفرینی در غزه افزودند: باطن و هدف اصلی دستگاه استکبار از جنایات اسرائیل در غزه، نابودی کامل عنصر مقاومت در منطقه و سیطره بر خاورمیانه ی «لبریز ثروت و منافع گوناگون» است که ملتها و دولتهای مسلمان باید این هدف پنهان را درک کنند و در مقابل آن، عکس العمل مناسب انجام دهند. ایشان با اشاره به هدف شیطان بزرگ امریکا و «اسرائیل غاصب» در جنگ 33 روزه لبنان یعنی ایجاد خاورمیانه ای تسلیم و مطیع، خاطرنشان کردند: آن خواب آشفته تعبیر نشد و شجاعت، بیداری و فداکاری جوانان مؤمن لبنان، تو دهنی محکمی به امریکا، اسرائیل و همه حامیان و پیروان آنان زد. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اذعان غربیها مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران الگو و مرکز مقاومت در منطقه است، افزودند: همانگونه که آنان اذعان می کنند ایران اسلامی، به برکت بیداری و هوشیاری مردم، در چشم ملتهای منطقه به پیکره ای «عظیم، پرشکوه و امیدبخش» برای مقاومت و پیروزی تبدیل شده است و سلطه طلبان اکنون برای نابود کردن رهبر انقلاب اسلامی با هشدار نسبت به پیامدهای بی اعتنایی برخی دولتهای منطقه به حوادث جاری در غزه تأکید کردند: اگر دشمنان اسلام در این مرحله موفق شوند، مطمئناً دست از سر خاورمیانه بر نمی دارند و کشورهای اسلامیِ حول و حوش آن منطقه که از کمک به فلسطین خودداری می کنند باید تبعاتِ خطرناکِ اشتباه امروز خود را درک کنند. حضرت آیت الله خامنه ای بیداری ملتها و حضور آنان در صحنه را عامل مهمی برای تقویت مقاومت فلسطینی ها خواندند و با قدردانی از عزم و بیداری ملت بزرگ و هوشیار ایران در حمایت از مردم غزه افزودند: در مسئله غزه به ویژه از جوانان مؤمن و پرشوری که با حضور در فرودگاهها و مناطق دیگر، خواهان رفتن به غزه شدند، تشکر می کنم اما باید توجه کرد در این عرصه دست ما بسته است. ایشان جوانان امروز را مانند جوانان نسل اول انقلاب، پرشور و در «خط اسلام و انقلاب و امام حسین (ع)» خواندند و افزودند: به هرحال همه بدانند جمهوری اسلامی همانگونه که تاکنون از هیچ کمکی به مردم مظلوم فلسطین دریغ نکرده از این پس نیز هرکاری لازم باشد در این زمینه انجام خواهد داد. رهبر انقلاب اسلامی، تلاش برخی دولتهای اسلامی را برای حمایت از مردم غزه خوب اما ناکافی دانستند و خاطرنشان کردند: باید با ادامه فشارهای سیاسی و مردمی، دشمن را وادار به عقب نشینی کرد. حضرت آیت الله خامنه ای ، فاجعه غزه را رسوا کننده مدعیان دفاع از حقوق بشر برشمردند و خاطرنشان کردند: کودکان بی پناه و زنان مظلوم غزه هر روز مثل برگ خزان روی زمین می ریزند اما هیچ صدایی از سازمان ملل، دیگر سازمانهای مدعی حقوق بشر و دولتهای غربی از جمله دولتهای اروپایی بلند نمی شود و این واقعیت تلخ، نشان دهنده دروغگویی، ریا و فریب کاری سازمانها و دولتهای مدعی دفاع از حقوق بشر است. حضرت آیت الله خامنه ای، با ابراز تأسف عمیق از حمله برخی روشنفکران، مطبوعات و دستگاههای خبری دنیای اسلام به دولت قانونی فلسطین و توجیه جنایات صهیونیستها، افزودند: این افراد حتماً در پیشگاه خدا، پاسخگوی همراهی با جنایتکاران خواهند بود اما خوشبختانه در ایران اسلامی، همراهی قاطع ملت و دولت به حمایت تحسین برانگیز از مظلومان فلسطینی منجر شده است. رهبر انقلاب اسلامی پیروزی حق بر باطل را نتیجه نهایی حوادث جاری در غزه دانستند و تأکید کردند: حتی اگر دشمن، خدای ناکرده یکایک مبارزان حماس و مجاهدان فلسطینی را که با عزم و اراده قاطعانه در حال مقاومت هستند از پای درآوَرَد، مسئله فلسطین با این فاجعه آفرینی ها از بین نمی رود و بدون شک فلسطین با تکیه بر تجربیات، بسیار بسیار قوی تر از گذشته، در مقابل دشمن قامت برمی افرازد و سرانجام بر آن پیروز خواهد شد. ایشان ادامه حضور قاطعانه مردم بصیر و آگاه ایران را در صحنه دفاع از مظلوم ضروری خواندند و افزودند: پایداری این ملت بزرگ، بر مواضع ظلم ستیزانه خود رضایت الهی و خرسندی امام و شهدا را در بر دارد و انشاءالله در پرتو پشتیبانی ملتها و ادامه مجاهدتها، همه ملتهای مسلمان پیروزی را در آینده هایی نه چندان دور جشن خواهند گرفت. رهبر انقلاب اسلامی در آغاز این دیدار، قیام مردم قم در 19 دی 1356 را، نشان دهنده درک صحیح ابعاد پنهان توطئه رژیم پهلوی از اهانت به امام خمینی (ره) دانستند و افزودند: بیداری، آگاهی، هوشیاری و اقدام شجاعانه و به موقع، درس بزرگ عاشورای حسینی است که در قیام مردم قم، انقلاب کبیر اسلامی و پایداری امام و ملت در مقابل هجوم همه جانبه صدام و جبهه جهانی استکبار در 8 سال جنگ تحمیلی، تجلی یافت و نشان داد ملت عزیز و مقتدر ایران حاضر است برای تحقق اهداف اسلامی و انقلابی خود، هر بهایی را که لازم است پرداخت کند که این نشان دهنده پیروی مردم مؤمن این سرزمین از اباعبدالله الحسین (ع) به شمار می رود. در آغاز این دیدار در سوگ سیدالشهدا (ع) و اصحاب با وفایش سوگواری و عزاداری شد. منبع رجا نیوز |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ، ساعت: 23:54 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| وَ سَيعلَمُ الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون. |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون جنايت هولناك رژيم صهيونيستی در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهرهی خونخوار گرگهای صهيونيست را از پشت پردهی تزويرِ سالهای اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربی را در قلب سرزمينهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهكاران گوشزد كرد.
مصيبت اين حادثهی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصيبت بزرگتر سكوت تشويقآميز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصيبتی از اين بالاتر كه دولتهای مسلمان كه بايد در برابر رژيم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمايت ميكردند، رفتاری پيشه كنند كه مقامات جنايتكار صهيونيست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با اين فاجعهآفرينيِ بزرگ معرفی كنند؟ سران اين كشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعليهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه يقيناً عزادار اين فاجعهاند خواهند داد؟ به يقين امروز دل مردم مصر و اردن و ساير كشورهای اسلامی از اين كشتار، پس از آن محاصرهی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است. دولت جنايتكار بوش در واپسين روزهای حكمرانی ننگين خود با همدستی در اين جنايت بزرگ، رژيم آمريكا را بيش از پيش روسياه كرد و پروندهی جرائم خود را به عنوان جنايتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بیتفاوتی و شايد همراهی خود در اين فاجعهی بزرگ، يكبار ديگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبههی ضديت با اسلام و مسلمين را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانيون جهان عرب و رؤسای الازهر مصر اين است كه آيا هنگام آن نرسيده است كه برای اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟ آيا عرصهی ديگری عريانتر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟ سئوال من از رسانهها و روشنفكران جهان اسلام و بويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئوليت رسانهئی و روشنفكری خود بیتفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟ همهی مجاهدان فلسطين و همهی مؤمنان دنيای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعليهوآله محشور شود. سازمان كنفرانس اسلامی بايد در اين شرائط حساس به وظيفهی تاريخی خود عمل كند و جبههی يكپارچهئی به دور از ملاحظهكاری و انفعال، در برابر رژيم صهيونيستی تشكيل دهد. بايد رژيم صهيونيستی به وسيلهی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژيم غاصب بايد به جرم اين جنايت و نيز محاصرهی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند. ملّتهای مسلمان ميتوانند با عزّم راسخ خود اين مطالبات را تحقّق بخشند و وظيفهی سياستمداران و علما و روشنفكران در اين بُرهه بسی سنگينتر از ديگران است. اينجانب به مناسبت فاجعهی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام ميكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در اين حادثهی غمانگيز فرا ميخوانم. وَ سَيعلَمُ الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون. سيّدعلی خامنهای 8/دی/1387 29/ذیالحجةالحرام/1429 |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه هشتم دی 1387 ، ساعت: 17:18 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| و لا تکونوا کالّذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون.... |
|
هل قذیت عین فساعدتها عینی علی القذی؟!
این المعدّ لقطع دابر الظّلمه...این المرتجی لازاله الجور و العدوان....
عزیز علی.... متی ترانا و نراک؟! ******************
"و نريد و انمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين" ---------------------------------- آیا این حرکات برای جهان اسلام شرم اور نیست و تماشاچی شدن گناه و جرم نمی باشد؟! آیا از مسلمانان کسی نیست تا به پا خیزد و این همه ننگ و عار را تحمل نکند؟ راستی ما باید بنشینیم تا سران کشورهای اسلامی احساسات یک میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آن همه فجایع صهیونیست ها بگذارند و دوباره مصر و امثال آنان را به صحنه بیاورند؟! این وظیفه اولیه ی ما و انقلاب اسلامی ماست که در سراسر جهان صلا زنیم که ای خواب رفتگان! ای غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار لانه های گرگ منزل گرفته اید. برخیزید که اینجا جای خواب نیست! و نیز فریاد کشیم! سریعا اقدام کنید که جهان از صیاد ایمن نیست! خداوندا! تو میدانی که ما با کفر سر سازش نداریم. خداوندا تو میدانی که استکبار و آمریکای جهانخوار گلهای باغ رسالت تو را پر پر نمودند. خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه ی تکیه گاه ما تویی و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو کسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم کسی را بشناسیم، ما را یاری کن که تو بهترین یاری کنندگانی! خداوندا! تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیه الله – ارواحنا لتراب مقدمه الفدا- و رسیدن به خودت جبران فرما! حضرت روح الله(ره)....
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه پانزدهم آذر 1387 ، ساعت: 11:8 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| فاما الیتیم فلا تقهر... |
|
خدا را ! خدا را ! درباره ي يتيمان مبادا آنان گاهي سير و گاهي گرسنه بمانند و حقوقشان ضايع گردد. ( وصيت امام نامه ي ۴۷ نهج البلاغه)
--------------------------------------- * هر مرد مومن وزن مومنه ای که دست نوازش ومهر ومحبت بر سر یتیمی بکشد خداوند به تعداد هر مویی که از زیر دست او گذشته است در نامه عمل او ثواب می نویسد. امام علی (ع) * ای علی هرگاه یتیم بگرید عرش به لرزه می افتد سپس خداوند عزوجل به جبرئیل می فرماید آتش دوزخ را برای کسی که او را گریاند گسترش بده که من او را خواهم گریاند و برای کسی که او را خنداند در بهشت جایی باز کن که من او را خندان سازم. پیامبر اکرم(ص) ---------------------------------------------------------- طرح اکرام ایتام کمیته امداد امام (ره) منطقه بشاگرد.... توی این طرح شما سرپرستی یه یتیم رو به عهده میگیرید به این صورت که ماهانه یا موردی مبالغی رو به حساب اون می ریزید... ماهانه یعنی اینکه هر ماه بدید.... موردی یعنی اینکه هر وقت تونستید! حداقل مبلغ: 10000 تومان. .................. هر کسی از دوستان میخواد کمکی هر چند کوچیک باشه این شماره مسئول اونجاس! آقای جعفری : 07652230140 ---------------------------------- اگر برای دوستان زحمت نیست لطف کنن به این متن لینک بدن! ممنون.
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه دهم آذر 1387 ، ساعت: 12:31 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| صیغه، متعه یا ازدواج موقت |
|
با سلام. یکی از دوستان زحمت کشیدن و درپاسخ به مطلب" ازدواج موقت حلال خداست " مطلبی ارسال کردند که هر چند به بعضی بندهای اون انتقاداتی وارد هست اما به طور کلی مطلب مفید و قابل استفاده ای هست. علی ای حال برای ابراز تشکر از ایشون و همچنین استفاده سایر دوستان، مطلب دوستمون رو بدون هیچ تغییری روی وبلاگ قرار میدیم . اما یک نکته اقای یزدی فرمودن بحث های زنانه من فکر نمی کنم بحث حجاب یا ازدواج موقت و غیره فقط بحثهای زنانه باشن! اینها معضلاتی است که همه جامعه اسلامی مستقیم و غیر مستقیم با اون درگیرند بخصوص مساله حجاب. یا علی مددی! ******************************* خب بدون اتلاف وقت بریم سراغ بحث باران خانم. اول از همه اینجا بگم که مطلبی که می نویسم نظر خودم هست و مرجع خاصی نداره. بنابراین خیلی خوشحال می شم اگه نقدش کنید. صیغه، متعه یا ازدواج موقت ازدواج صرف نظر از دائم یا موقت بودن آن امری مستحب است که در دین اسلام تأکید زیادی برآن شده است و بزرگان دینی با ترک کننده آن برخورد عتاب الود داشته اند. ولیکن آنچه که به نظر می رسد: اصل ازدواج به صورت دائم و تک همسر بوده و چند همسری و ازدواج موقت در شرایط خاص و ضروری توصیه شده است. لذا نمی توان ادعا کرد که ازدواج موقت یا مجدد برای مردان همسردار در شرایط عادی مستحب است. درخصوص مردان و زنان مجرد نیز آنچه به ذهن می رسد این است که در صورت فراهم بودن شرایط ازدواج دائم و با توجه به جایگاه ، اثرات و عواقب ازدواج موقت در جامعه، تن دادن به این نوع ازدواج عاقلانه به نظر نمی رسد.
یک روی سکه: نمی توان گفت سیاه-سفید دیدن رسم ما ایرانیهاست بلکه عادت کرده ایم که همه مسائل را بصورت مطلق و بدون در نظر گرفتن جوانب مختلف آن تکریم یا تقبیح کنیم. بسیار پیش آمده که با چشم پوشی از معایب یا محسنات امری در کسوت موافق یا مخالف آن؛ سینه ها چاک داده ایم، سخنها گفته ایم و قلمها فرسوده ایم. ازجمله این مسائل بحث برانگیز میتوان به بحث صیغه یا ازدواج مطلق اشاره کرد. دو کلمه ازدواج وموقت تا حد زیادی ماهیت صیغه را می رساند: متاسفانه غفلت از همین دو کلمه باعث بعضی انحرافها شده. ازدواج: باید توجه داشت که صیغه هم مانند ازدواج دائم رسمی، قانونی و شرعی است. علیرغم تفاوتهایی که از برخی جنبه ها مثل مدت زمان ازدواج، وراثت، و برخی از وظابف زن و شوهر در قبال یکدیگر (نفقه، تمکین عام و ....) با ازدواج دائم دارد؛ در ماهیت اصلی با آن مشترک است . بنابراین تعریف کردن کاربردهایی مثل محرمیت (درمواردی که دونفر صرفا جهت محرم شدن و بدون قصد ازدواج ، صیغه موقت را جاری میکنند.)، آشنایی قبل از ازدواج(درصورتی که هدف آشنایی بوده و دونفر هنوز شناختی نسبت به یکدیگر ندارند و هدف آشنایی بیشتر برای رسیدن به جواب قطعی است) چندان درست به نظر نمی رسد از سوی دیگر باید توجه داشت همانگونه که ازدواج دائم از زمان شکل گیری برای هرکدام از طرفین وظایف و عواقبی را به دنبال خواهد داشت طرفین در ازدواج موقت نیز درگیر وظایف و عواقب (قطعی و احتمالی) این ازدواج خواهند شد (هرچند دین اسلام جهت تسهیل در این نوع ازدواج وظایف طرفین را تا حد زیادی محدود نموده است) از جمله این مسائل می توان به برقراری ارتیاط جنسی، بچه دار شدن و ... اشاره کرد. (این عواقب زمانی که ازدواج شکل علنی ندارد مخصوصا دامن گیر زن خواهد شد. ) (از جمله این عواقب مسدله ازاله بکارت دختر است که با توجه به اینکه هنوز در عرف ما پذیرفته شده نیست مشکلات و معضلات شدیدی را متوجه زن خواهد کرد. تا آنجا که به نظر می رسد دختر با تن دادن به این نوع ازدواج، علاوه بر تحمل انواع برچسبها از سوی جامعه ، برای همیشه شانس خود را برای ازدواج دائم از دست خواهد داد) موقت بودن: این ازدواج به علت محدودیتی که از نظر زمان دارد به هیچ وجه نمی تواند برخی از کارکردهای ازدواج دائم را داشته باشد. لذا در حالیکه برخی از کارکردهای ازدواج بچه دار شدن، تشکیل پایگاه محکمی چون خانواده و تسکین و آرامش یافتن در محیط امن خانه است مسلما به هیچ وجه نمی توان ازدواج موقت را جایگزین ازدواج دائم دانست. این نوع ازدواج اگرچه در پاسخگویی به نیاز جنسی جوانان مفید به نظر می رسد ولیکن نمی تواند درایجاد ارتباط و علاقه عمیق بین طرفین (که رمز آرامش بین زوجین است) موفق باشد. درخصوص منجر شدن این ازدواج به ازدواج دائم نیز بعید به نظر می رسد که کسی بتواند تضمینی از دو طرف مبنی بر ادامه زندگی زناشویی بگیرد، و خب آنچه که درصورت عدم تحقق این امر اتفاق می افتد مسلما به نفع طرفین نخواهد بود. مخصوصا زن پس از تن دادن به ازدواج موقت به سبب روحیه لطیف خود، متحمل شکست عاطفی، نا امیدی می گردد و به فرض اینکه مسئله از بین رفتن بکارت دختر را هم نادیده بگیریم گذشت زمان باعث بالا رفتن سن و از بین رفتن شانس ازدواج دائم برای زنان می گردد. حال آنکه مردان چنین ضرری را متحمل نخواهند شد. بنابراین به نظر می رسد با تسهیل در امر ازدواج و ساده گرفتن بعضی از شرایط تا حد زیادی مشکل جامعه مرتفع گردد. انچنان که اسلام پس از سفارش مردان به ازدواج ، آنها را درصورت عدم امکان به ازدواج با زنان آزاده، به ازدواج با کنیزان تشویق می کند.(پایین آوردن سطح توقعات)
نکته مهم: صدق این جمله :"جوانان امروز بدلايل مشكلات گوناگون اقتصادي ، اجتماعي و غيره نمي توانند ازدواج دائم داشته باشند!!" با بررسی ازدواج جوانان نسلهای قبل (برای مثال والدین خودمان) تاحد زیادی زیر سئوال خواهد رفت. کم نیستند پدران و مادرانی که در ابتدای زندگی خود با مشکلات شدید مالی مواجه بوده یا علیرغم مشغله هایی چون تحصیل به ازدواج تن داده اند. انچه که از مقایسه شرایط والدین با جوانان امروزی به ذهن می رسد، فرار جوانان از تعهد و ترس از پذیرفتن مسئولیت ازدواج است. که با فرهنگ سازی و پشتیبانی خانواده این معضل تا حد زیادی قابل حل است. اما این جمله هم که: " ازدواج موقت در جامعه با برآورده کردن نیاز جنسی افراد به سلامت جامعه کمک می کند" باید به صورت مفصل مورد بررسی قرار گیرد. آیا ما نیازهای جنسی را تنها و تنها مختص به مردان می دانیم یا برای زنان هم حقی در این زمینه قائلیم؟ یعنی تصور ما از زنان و مردانی که برای برطرف کردن این نیازها اقدام به ازدواج موقت می کنند به یک صورت است؟ آیا تنها کارکرد ازدواج برآوردن نیاز جنسی است و آیا تنها نتیجه منفی به تعوبق افتادن ازدواج برای جامعه، برآورده نشدن نیازهای جنسی جوانان است؟ با بررسی عمیق پیامدهای منفی به تعویق افتادن ازدواج قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که جامعه ای که می خواهد جوان بماند، از نظر روحی سالم باشد ، انگیزه کارکردن و پویایی در آن باقی بماند محتاج ازدواج دائم است. چرا که تشکیل خانواده جدید، پذیرفتن مسئولیت زندگی، تلاش و مجاهده را با خود به همراه خواهد داشت. جوان اگرچه از نظر جنسی تأمین باشد مادامیکه احساس مسئولیت اداره زندگی را نداشته باشد انگیزه و تمایلی به تلاش و رویارویی با مسائل را نخواهد داشت. از سوی دیگر تولید مثل و پویایی جامعه در گرو تداوم ازدواج دائم است. ازدواج موقت گرچه پاسخی به نیاز جنسی جوانان است به دلیل موقت بودن توان درمان دائم این مسئله را نخواهد داشت و مادامی که امکان پاسخگویی به این نیاز بصورت دائم در جامعه وجود دارد ترویج این نوع ازدواج در بین جوانان مجرد عاقلانه به نظر نمی رسد. ضمن اینکه رواج ازدواج موقت در بین مردان جوان، در حالیکه این نوع ازدواج از سوی عرف جامعه برای دختران پسندیده نمی باشد و از سوی دیگر هزینه ازدواج موقت برای دختران بسیار سنگین تر از مردان و پسران می باشد، با فراهم نمودن شرایط فرار از بار مسئولیت زندگی مشترک برای مردان؛ دختران مجرد را با مشکل اساسی مواجه خواهد کرد. به وجود آمدن فرزندان احتمالی معضل دیگر این نوع ازدواج است. آنچه که مسلم است با توجه به نوع این ازدواج معمولا حداقل یک نفر از طرفین تمایل به داشتن فرزند نخواهد بود، بنابراین تولد فرزند حاصل از این نوع ازدواج، مشکلات عدیده ای را به همراه خواهد داشت که پرداختن به آن خود مجال دیگری را می طلبد. روی دیگر سکه: اگرچه ازدواج موقت برای جوانان و بالاخص دختران مجرد هزینه ها و عواقب بیشماری به همراه خواهد داشت ؛ نمی توان از محسنات این نوع ازدواج برای کسانی که شرایط و شانس ازدواج دائم را ندارند چشم پوشی کرد . موارد زیر را در نظر بگیرید: 1-مردی که همسر بیماری دارد که از انجام وظایف زناشویی عاجز است. (مثلا همسر او بیماری روانی دارد و اجازه نزدیکی به شوهر را نمی دهد.) 2- مردی که به علت فقر شدید توان ازدواج دائم را ندارد (مثلا دختری حاضر به قبول شرایط او نمی شود یا از اداره زندگی به طور کل عاجز است) 3-زن جوان بیوه ای که دارای چند فرزند است و به خاطر مسئله سرپرستی فرزندانش از ازدواج دائم بیم دارد 4- خانم استاد دانشگاهی که به خاطر مسائل کاری دائما در سفر است و نمی تواند تبعیت از مردی را در مسئله اقامتگاه بپذیرد یا اینکه به علت مشغله زیاد از تعهدات ازدواج دائم هراس دارد. 5- خانمی که حقوق همسر یا پدر و مادر متوفای خود را دریافت می کند و دوست ندارد با ازدواج دائم آن را از دست بدهد 6- خانم یا آقایی که به هر دلیل کسی حاضر به ازدواج دائم با او نمی باشد (مثل زن یا مرد بیوه ای که تعدا فرزندان زیادی دارد، جوانانی که وظیفه نگهداری از والدین پیر خود را به عهده دارند و نگران آینده آنان می باشند) 7- زن یا مرد بیوه ثروتمندی که ثروت خود را مدیون همسر متوفای خود است و تمایل ندارد وارثی جز فرزندان خود داشته باشد 8- و... و... و... به نظر نمی رسد این افراد به علت مشغله هایی که دارند سزاوار ترک ازدواج باشند. لذا ازدواج موقت با توجه به محدود بودن تعهدات زن و شوهر نسبت به یکدیگر مادامیکه این افراد با مشکلات خود روبرو هستند، بهترین گزینه برای حفظ سلامت اخلاقی و پاسخ به نیازهای طبیعی است. و هیچ کس حق ندارد این افراد را به علت تن دادن به این نوع ازدواج ملامت کند. **************** آگاه سازی خانواده ها و جوانان جامعه درخصوص ماهیت، شرایط، عواقب ، اثرات و فواید ازدواج موقت کمک بسزایی در حل معضلات مرتبط با این نوع ازدواج خواهد داشت. لذا در شرایط آگاهی افراد با توجه به اینکه آنان بر شرایط زندگی خود وقوف کامل دارند هیچ کس جز خود آنان صلاحیت تشخیص خوب یا بد بودن این نوع ازدواج را نخواهد داشت. البته قبل از هر اقدامی جهت تبلیغ یا ترویج قضیه ازدواج موقت باید درخصوص فراهم نمودن مقدمات تصمیم گیری درست مردم تلاشهایی صورت گیرد. از جمله اینکه: اولا: در خصوص ازدواج موقت، عواقب ، اثرات، مسائل عرفی و حقوقی ان در فضای جامعه کاملا شفاف سازی صورت گیرد. ثانیا:ازدواج موقت از شکل زیر زمینی و پنهان خود در آید. این کار باعث می شود افراد سودجو کمتر توان دستمایه کردن این نوع ازدواج برای مطامع شخصی خود را بیابند. ثالثا: باید درخصوص به رسمیت شناختن ازدواج موقت درمیان مردم، فرهنگسازی شود. مردم نباید به افرادی که به این نوع ازدواج تن می دهند به دیده حقارت نگاه کنند. مخصوصا باید از بار سنگین نگاه مردم به زنانی که به این نوع ازدواج تن می دهند کاسته شود. رابعا: باتوجه به اثراتی که این نوع ازدواج برای دختران باکره دارد قانون، علما و مراجع اصلی جامعه باید اجازه پدر برای این نوع ازدواج را اجباری اعلام و با زوجین خاطی شدیدا برخورد کنند. خامسا: به نظر می رسد مراجع قانونی درخصوص این مسأله نوعا، اغماز و اهمال می کنند . لذا اصلاح قوانین موجود، وضع قوانین جدید با بررسی جوانب و اثرات این نوع ازدواج و اتخاذ تصمیم قاطع از سوی دستگاه قضایی و مجازات متخلفین و سوء استفاده کنندگان از این مسأله کمک بسزایی را در قانونمند کردن ازدواج موقت خواهد داشت. (مخصوصا اجبار افراد در ثبت این نوع ازدواجها و مشخص نمودن تکلیف فرزندان احتمالی قبل از جاری شدن عقد موقت ، مشکلات عمده ای را رفع خواهد کرد.) |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه بیست و چهارم آبان 1387 ، ساعت: 12:51 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| روسری ات را بردار تا ماندگار شوی! |
|
به نام خدا الف. در بحث قبلی راجع به ازدواج موقت به نکته هایی اشاره کردیم و دوستان زیادی هم لطف کردند ما رو در انجام بحث یاری دادن. منتها مطلبی که پیش اومد خیلی از دوستان معتقد بودن این یک بحث کاملا فقهی و علمی و جامعه شناختانه اس که شاید طرحش در یک وبلاگ عمومی اون هم توسط شخصی مثل بنده که تخصصی در این زمینه ندارم درست نباشه! هر چند نیت بنده بر این بود که به سوالاتی که در ذهن خودم هست پاسخ داده بشه. نه تنها در زمینه ازدواج موقت و چگونگی اجرای اون تو جامعه اسلامی بلکه میخواستم راجع به چند همسری و افاتش سوالالتی رو مطرح کنم. و اینکه چرا در اسلام متعه و چند همسری جایز شمرده شده. یا اینکه ازدواج موقت بالاخره امری مستحبه یا موردی اضطراری! و به نظرم رسیدن به پاسخ این سوالها هیچ راهی جز بحث و طرح نداره هر چند در ابتدا علمی به اون نداشته باشیم ولی همین بحثها شاید موجب بشه بریم و دنبال حقیقت بگردیم بخصوص که ما باید شروع به شناخت جامعه ارمانی بکنیم(که بنظرم دیرم شده!) و باید کم کم بفهمیم احکامی که در یک جامعه اسلامی باید اجرا بشه و عین عدالته دقیقا چیا هستن! من به عنوان یه زن ذهنم درگیره این قضایایی هست که در اسلام مبین مجاز شمرده شده و سوالاتی که مطمئنم پاسخ های بسیار متقنی رو اسلام عزیز براش داره! پاسخ هایی که فعلا از دست رس من دوره! علی ای حال به خاطر وجود همین قضایا ادامه بحث رو به بعد موکول میکنیم و به نظر دوستان که آیا اصلا باید به این امور پرداخت؟!
ب. اینکه دیر بروز کردیم منتظر بودیم دوستان عزیزمون حضرات قرار شبانه و جناب آدینه بروز کنند که خبری از اوشان نشد و این بود که خودمان دست به کار گشتیم.
ج. بحثی که در واقع تو این پست میخوام در آمدش رو باز کنم بحث حجاب و عفاف تو جامعه اس! 1. اصلا حجاب یعنی چی؟! 2. به نظرتون علت کم رنگ شدن عفاف و حیا در جامعه ما چه اموری هستن؟! مهمترین علتش چی هست؟! 3. چند نوع حجاب داریم؟! حجاب مردونه زنونه هم برمیداره؟! 4. ربط عفاف و حیا به چیزی که اصطلاحا توی مردها غیرت نامیده میشه چی هست؟! 5. به نظر شما شاخصه یک ادم با حجاب چیه؟! 6. تاثیر خانواده ها رو این موضوع چیه؟! 7. و تاثیر این موضوع روی ازدواج و نسل اینده؟!
*************************************
می گفت: حجاب اعتماد به نفستو میاره پایین! وقتی حجاب دارم اعتماد به نفس ندارم! - چه ربطی داره؟! - معلومه وقتی تو اجتماع راه میری اصلا خواست به نگاههای اطرافت نیست! - شاید!! - هیچکی ادمو اینطوری قبول نداره! وگرنه مگه این همه دختر پسر مریضن خودشونو این ریختی میکنن اونم با کلی خرج و هزینه و وقت؟! - نه نمیشه به عقل حسابگر این همه ادم شک کرد! - دنیا عوض شده!! این نباشی اوضات بهتر از این نمی مونه! - سکوت - به قول اون که میگفت روسری ات را بردار تا ماندگار شوی!! - سکوووووووووووت!
********************* یا علی مددی!
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ، ساعت: 12:58 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| ازدواج موقت حلال خداست!! |
|
اين روزها شايد بيشتر از گذشته در فضاي عمومي جامعه اي كه ميخواهيم اسلامي باشد به واژه ازدواج موقت برميخوريم و داغ شدن اين بحث بخصوص در ميان جوانان به عنوان راه حل موقت و شايد يك جور مسكن به شدت قابل لمس است! و بگذريم كه اين شعله روشن شده را بعضي حضرات قربة الي الله باد ميزنند! افزايش چشمگير سايتها و بلاگهايي كه به طور مستقيم و غير مستقيم با اين موضوع مرتبط مي شوند و همچنين افزايش بي سابقه سايتهاي همسريابي و ازدواج موقت كه همه و همه قلب و ذهن جوانان را روز به روز بيشتر با اين مساله درگير كرده و انها را به اين امر ترغيب مي نمايند اهميت پرداختن به اين بحث را شايد دو چندان ميكند! خب به نظر ميرسد بد نباشد ما هم در دفاع مقدسمان نگاهي داشته باشيم نقادانه به ترويج ازدواج موقت. ترجيح ميدهم مطلبم را با سوالاتي كه بعضا ذهن را درگير مي كند شروع كنم. اول بياييم ببينيم حضراتي كه مصرانه تنها راه حل برون رفت از بحران جامعه !! را ازدواج موقت ميدانند استدلالشان چيست بعد برويم سر سولات جنبي تر! 1. ازدواج موقت حلال خداست و هيچ كس حق ندارد حلال خدا را حرام كند. 2.جوانان امروز بدلايل مشكلات گوناگون اقتصادي ، اجتماعي و غيره نمي توانند ازدواج دائم داشته باشند!! 3.چه بسا ازدواج موقت ختم به ازدواج دائم شود.و شايد در اين دنياي وانفسا يكي از بهترين راههاي شناخت طرفين از يكديگر باشد. 4.تنها راه حل بحران جنسي مديريت درست و عقلاني ان است كه ازدواج موقت يكي از بهترين گزينه هاي حل مشكل است. 5. اگر ازدواج موقت در جامعه باب شود و به امري عادي تبديل شود با بحرانهاي جتسي كنوني مواجه نخواهيم بود و جامعه به سوي سلامت عقلي و عاطفي پيش ميرود. خب بديهي است كه ازدواج موقت حكم خداست و هيچكس نمي تواند حلال خدا را حرام كند. اما در اين زمينه سوالاتي هم وجود دارد كه بد نيست كمي به ان بينديشيم و اهالي تفكر پاسخ در خوري به درگيري هاي ذهني كه طبيعي هم هست بدهند اول اينكه ازدواج موقت يك اضطرار است يا يك امر مستحب؟! پاسخ به اين سوال شايد بسياري از سوالات ديگر را روشن نمايد چه اينكه در بحث اضطرار ما با تشويق روزافزون جامعه به اين امر نبايد مواجه باشيم بلكه ان را امري بدانيم كه از روي ناچاري و اضطرار بايد به ان روي آورد و البته همگان معناي مضطر را خوب ميدانيم. اما اگر بحث استحباب باشد - چنانكه اين روزها از بحثها اينگونه بر مي آيد- در اين صورت ازدواج موقت به خودي خود و بدون توجه به شرايط انسان و جامعه يك امر پسنديده خواهد بود و طبعا ترغيب به ان محلي از اشكال نخواهد داشت! حال ببينيم آيا ترغيب به ازدواج موقت مشكلات جامعه را حل خواهد كرد؟! 1.يكي از دلايلي كه روانشناسان به عنوان آسيبهاي روابط قبل از ازدواج بر ميشمارند افت تنوع طلبي براي مردان و افت ماندگاري خاطرات تلخ و شيزين گذشته براي زنان ميباشد كه هر دوي اين امور تاثيرات نه چندان مثبتي در استواري بنيان خانواده خواهند داشت! حال سوال اينجاست آيا به صرف خواندن صيغه و شرعي نمودن يك رابطه قبل از تشكيل خانواده جلوي افت تنوع طلبي گرفته خواهد شد؟! آيا ممكن نيست مردان جواني مه به اين امر ترغيب مي شوند اين آفت ناخواسته گريبان گر شان شود؟! 2.از انجايي كه جهت متعه دختر به فتواي قاطبه علما اجازه پدر صائب مي باشد- كه متاسفاته اين روزها حكم هاي من دراوردي زيادي در قبال اين قضيه شنيده ميشود هر چند تعداد اندكي از علما نيز اجازه پدر را صائب ندانسته و البته بنا را بر احتياط گرفته اند- در نتيجه مردان جواني كه به سوي ازدواج موقت ترغيب مي شوند ناچارا بايد با زناني كه قبلا ازدواج نموده و معمولا از نظر سني از انها چندين سال بزرگتر بوده و بهر جهت در امور عاطفي با تجربه تر مي باشند صيغه ازدواج موقت بخوانند. اين امر شايد در ابتدا چندان مهم به نظر نيايد اما همين اختلاف تجربه ممكن است بستر سو استفاده واقع شود! 3. مهمترين مطلبي كه به نظر بنده اينجا ديده ميشود بازه زماني است كه هر يك از مردان يا زنان -طبق آن چه در سالها مشاهد شده- راغب به تشكيل خانواده مي باشند معمولا در بازه زماني خاصي جوانان راغب به تشكيل خانواده بوده و تجربه نشان ميدهد با گذر از اين بازه زماني ميل به تشكيل خانواده افت ميكند. حال اگر ما بياييم جامعه جوانمان را ترغيب به داشتن رابطه هاي عاطفي موقت نماييم(كه به ان معناي موقتش هم درصد كمي از جوانان به دنبال ان هستند) و سالهايي كه جوان مشتاق تشكيل خانواده است را به روابط موقت بگذراند طولي نخواهد كشيد كه در نسل هاي اينده با يك جامعه مجرد و موقتا متاهل روبرو خواهيم شد! انساني كه بهترين و با عاطفه ترين سالهاي زندگيش را همراه همسري موقت سپري كند ايا ميتوان انتظار داشت سالهاي غلبه عقل بر احساسش زا با تشكيل خانواده اي كه اكنون ديگر براي او مايه ارامش نيست بلكه مايه تعهد است بگذراند؟! 4. ترديدي نيست كه ازدواج موقت يك راه حل است براي برون رفت از مشكلات، زماني كه هيچ راهي براي آن نباشد اما اين دليل نمي شود كه آن را اولين راه يا بهترين راه براي حل بحرانهاي جامعه دانست! ازدواج موقت مانند جراحي پزشكي است!فرض كنيد وقتي فردي مبتلا به اپانديست ميشود بايد جراحي كرد و آن را دور انداخت! اما هيچ عقل سالمي تاييد نمي كند براي اينكه به بيماري اپانديسيت مبتلا نشويم قبل از ابتلا اپانديس را بكنيم و دور بيندازيم! جراحي اولين راه درمان يا پيشگيري نيست اما بعضي اوقات تنها راه است! آن هم در مواقع اضطرار. 5.براستي در جامعه كنوني بحران عاطفي دختراني را كه ملزم به اجازه پدر هستند چگونه بايد برطرف كرد؟! بايد بياييم فرهنگ سازي كنيم كه ملت عيب ندارد كه خانم شما قبل از ازدواج با شما،سابقه ي ازدواج موقت داشته باشد! چرا متحجر بازي در مياوريد؟! اين فرهنگ سازي اسان تر و بهتر است يا اينكه خانواده ها را بيدار كنيم كه سر مسائل الكي سنگ جلوي پاي ازدواج دائم جوانها نيندازند؟! كه اگر ببينيد و تخقيق كتيد خواهيد ديد مشكلاث اقتصادي تحميلي از سوي خانواده هاست نه طرفين! 6. به نظر ميرسد تشويق جوانان به ازدواج موقت بيشتر از انكه راه برون رفت از بحران فعلي باشد يك جور فرافكني است. به جاي تشويق ملت جواني كه سخت تريت سالها را گذرانده اند به ازدواج موقت، آيا بهتر نيست استين ها را بالا بزنيم و مشكلات سر راه را حل كنيم من جمله بيكاري مسكن نظام وظيفه و... انوقت خواهيد ديد تعداد كساني كه نگران بحرانشان هستيم چقدر پايين مي ايد! با اين اوصاف آيا در جامعه اي كه قرار است اسلامي باشد اينگونه ترويج ازدواج موقت توجيه ميشود؟! ===================== بماند كه در اين بحث به عواقب جامعه شناختي اين قضيه پرداخته نشد ان شاء الله بماند براي بعد اگر لازم بود!
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه نهم مهر 1387 ، ساعت: 14:46 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| سیاست علوی(یا علی چرا یاران خود را نگاه نمیداری؟!) |
|
سلام به همه دوستان! و ان شا الله که طاعات و عبادات همه مورد قبول درگاه حق واقع شده باشه. قرار بر این بود که سلسله مباحثی رو بنده اینجا اغاز کنم در خصوص ویژگی هایی که یک جامعه اسلامی یابد داشته باشد. و یک مقایسه داشته باشیم میان جامعه اسلامی آرمانی و جامعه کنونی خودمان. و پیرو همین بحث قرار بود به عنوان نخستین بحث متنی در اینجا گذاشته بشه با عنوان متعه و تعدد زوجات در اسلام و بازتابهای ان در جامعه اسلامی! منتها بدلیل بر خورد با لیالی قدر و ایام شهادت مولای متقیان تصمیم بر این شد که نخستین مطلب جامعه اسلامی درسی باشه در پرتو سیاست بزرگ رهبر جامعه اسلام حضرت علی (ع). ان شا ءالله مباحث بعدی به مروز روی وب گذاشته خواهد شد. شاعری به نام نجاشی که یکی از دوستداران حضرت علی (ع ) بود در ماه مبارک رمضان شراب خورد و به دستور امام هشتاد تازیانه به او به زدند و بیست ضربه نیز به خاطر ارتکاب گناه در ماه مبارک رمضان اضافه زدند. او ناراحت شد و به معاویه پیوست و علیه حضرت شعر گفت! اطرافیان نجاشی که قبلیله ای مهم در کوفه بودند از علی (ع) گلایه کردند که چرا یاران خود را نگاه نمی دارد؟! طارق بن عبدالله رییس آنها با ناراحتی به امام گفت : شما چرا بین دوست و بیگانه تفاوت قائل نمی شوید؟! شخصی مانند نجاشی نباید شلاق بخورد ما این گونه رفتار را تحمل نمی کنیم. امام در جواب این آیه را تلاوت فرمود: « و انّها لکبیرة الّا علی الخاشعین » طارق نیز به معاویه پیوست! ================== مقایسه کنید با ما که هر کاری میکنیم برای جذب آرا خاموش! یا علی مددی!
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه سی ام شهریور 1387 ، ساعت: 22:8 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| این یعنی تقوا! |
|
یکی می گفت: میدونی تقوا یعنی چی؟
تقوا یعنی اینکه جاهایی که خدا دوست نداره تو رو ببینه حاضر نباشی و جاهایی که دوست داره تو رو ببینه حاضر باشی! این یعنی تقوا! |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ، ساعت: 1:54 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| حاج علی اصغر محراب... |
|
اسم محراب را شنیده بودم می گفتند معاون کاوه است هرکس توی کردستان بوده لابد اسم محراب را شنیده. این جا و انجا، توی این گردان و آن گردان هم خیلی حرف محراب بود. بعد از نماز با اسماعیل رفتیم سنگر بچه های اطلاعات عملیات. معرفی نامه قرارگاه را نشان دادم. گفتند باید خود محراب باشد. اسماعیل گفت:« اینجا محراب خیلی سخت میگیرد. خیلی ها آمده اند به هوای اطلاعات عملیات اما محراب زیر بار نرفته. می گوید من اینجا بچه هایی میخواهم نترس،با ایمان و فرمان بر...» از اسماعیل پرسیدم :خیلی سخت گیر است؟! گفت: تا دلت بخواهد! .................................... اذان صبح که از بلندگوی مقر پخش شد بیدار شدم. چندتا از بچه ها زود تر از من بیدار شده بودند، لابد برای نماز شب. بیرون سنگر سوز سردی می آمد. مجبور بودم بروم تا کنار منبع آب. بچه ها می آمدند برای وضو. یکی داشت می آمد با لباس گرم کن. پوتین هایش را نپوشیده بود پاهایش را بزور کرده بود توی آن و بندهایش روی زمین کشیده می شد. گفتم: سلام برادر. - سلام. گفتم: اقای برادر این چه وضعی است؟! مواظب باش، اگر محراب سر برسد و تو را با این وضعیت ببیند، لابد برت می گرداند مشهد توی یک مقر نظامی. این چه طرز لباس پوشیدن است؟! او فقط نگاهم کرد. خیره و با تعجب پرسید : کدام محراب؟! گفتم: حاج اصغر محراب را می گویم. فرمانده اینجاست دیگر! پرسید: مگر امده؟! گفتم : نه اینجا نیست. رفته قرارگاه. گفت: تو اینجا چه میکنی؟! گفتم: اگر این حاج اصغر محراب بگذارد می خواهم عضو اطلاعات عملیات تیپ بشوم. .گفت: خیر است ان شا ء الله. .............................. دست و پایم می لرزید... بلند سلام کردم و رفتم تو. محراب بالای سنگر نشسته بود. یک کالک جلویش پهن بود. دو زانو نشسته بود. خم بود روی کالک. گفت : بیا تو. همان جلوی سنگر نشستم . پرسید :برادر زارعی چطوری؟! تعجب کردم اسم مرا میداند. گفتم: خوبم حاج آقا. با لبخند گفت: حالا وضعیتم چطور است؟! به لباسهایش اشاره کرد. خوب و مرتب بود. خجالت کشیدم. گفتم : ببخشید حاج اقا. گفت: معرفی نامه ات کو؟! بلند شد برایم توی لیوان پلاستیکی قرمزش چای ریخت. چایش طعم عجیبی داشت. انگار آرامم کرد. معرفی نامه را که دادم، دستش گرفت. آن را خواند ... گفت: چایی ات را که خوردی، می روی پیش آقا اسماعیل. امشب هم آماده باش، میخواهیم برویم جلو. چایی را هورت کشیدم و گفتم چشم! گلویم سوخت. بعد دوباره سرش خم شد روی کالک و گفت: در پناه خدا. ======================================== پ.ن: 1. مطلب بالا برگرفته است از کتاب پرنده آبی مجنون انتشارات ستاره ها . از مجموعه کتب قصه های سرداران. 2. یک عذر خواهی خیلی بلند بالا به همه دوستان بدهکارم بابت یک غیبت نسبتا طولانی و سلب توفیق در بروز کردن وبلاگ. ان شاءالله تو دوره جدیدی که با هم بعد از این غیبت شروع خواهیم کرد همت خودمون و دست دعامون رو بسیج می کنیم که خدا توفیق خدمت گزاری هر چند کوچیک به ما بده. و البته جا داره از همه دوستانی که در نبود بنده چراغ وبلاگ رو روشن نگه داشتن یه قدر دانی بلند بالا هم بکنیم و دعاشون کنیم که خداوند بهترین عوض ها رو بهشون بده. 3. ایام، ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هست ضمن تسلیت این ایام از همه دوستان التماس دعا داریم برای اسلام و مسلمین و اینکه خود حضرت مددی فرمایند که ظلم و فساد ازجامعه ی بشری ریشه کن بشه و دولت موعود رو خداوند هر چه زودتر به بندگانش عطا کنه. که سخت است بر ما که همه را ببینیم و تو را نبینیم! 4. یا علی مددی... |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ، ساعت: 19:36 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| من نسکافه نميخورم! |
|
من نسکافه نميخورم! نسکافه داغ است داغتر از آن تکه سربي که نشست توي سينهي محمد وقتي نشسته بود در آغوش پدرش من نسکافه نميخورم! نسکافه تلخ است تلختر از آن روزي که پدر زينب را گرفتند و کشانکشان انداختند توي آن ماشين آهني که حتي پنجره هم نداشت من نسکافه نميخورم!
نسکافه سياه است سياهتر از آن شبي که هانيه و مادربزرگش را از خانه بيرون انداختند و يک غول آهني روي سقف خانهشان راه رفت من نسکافه نميخورم! من افتخار ميکنم که نسکافه نميخورم بگذار همان چهار جوان اسراييلي بنشينند زير سايهي درخت پرتقال خانهي احمد و نسکافه بخورند و بخندند به ريش همهي شيوخ عرب من نسکافه نميخورم! من نسکافه نميخرم! من حتي يک ريال نميدهم که بشود آن تکه سرب که بشود يک قطره بنزين براي آن ماشين آهني که بشود بند پوتين آن سرباز اسراييلي من نسکافه نميخورم! و نسکافه فقط همان يک فنجان قهوه نيست همان پيراهني است که تو پوشيدهاي و من پوشيدهام همان گوشي موبايلي است که تو خريدي و براي خريدنش سيصد و پنجاههزار تومان بدهکار شدي من نسکافه نميخورم!
================= برگرفته از وبلاگ دست نوشته های یک سه نقطه! |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه سیزدهم بهمن 1386 ، ساعت: 15:36 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| بار گرانی بر زمین مانده است... |
|
الف) - گفت از جنگ حذر کن! از بیعت یزید کناره گیر و از سکونت در شهرها تا می توانی پرهیز کن... همیشه از نقطه ای به نقطه دیگر در حرکت باش تا سرانجام کار را دریابی!(1) - ای برادر حتی اگر در دنیا پناهگاهی نداشته باشم هر گز با یزید بیعت نخواهم کرد...من نه از روی خودخواهی و سرکشی و هوسرانی(از مدینه) خارج میگردم ، و نه برای ایجاد فساد و ستمگری ،بلکه هدف من از این حرکت، اصلاح مفاسد امت جدم و منظورم امر به معروف و نهی از منکر است....(2) و او دیگر نپرسید. شاید نیک میدانست که اگاهانه راهت را برگزیده ای! و یقین داشت که برای اقامه و برپا داشتن دستور خداوند از همه داراییهایت خواهی گذشت! او نپرسید... چه کسی را میخواستی امر به معروف و نهی از منکر نمایی؟! یزید و یزیدیان را؟! مگر احتمال تاثیر در ایشان میدادی؟! بارها و بارها شنیده ایم که فرمودی :" سوگند به خدایی که جانم در دست اوست حکومت بنی امیه برای انها گوارا نخواهد شد مگر اینکه مرا بکشند و اینها قاتل من خواهند بود." او نپرسید... چون میدانست... میدانست که هیچ چیز شما را از انجام وظیفه باز نخواهد داشت... او نپرسید... و تنها گریست... ************************ ب) - خیلی نامردی بود! ما نباید ساکت میشدیم. حق با اون بود. مدیر واقعا بهش ظلم کرد. - ای بابا برادر من! سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندن! دنبال درد سر میگردی؟! تازه فکر می کنی ما حرف میزدیم چی میشد؟! برا مدیر که کاری نداشت سه تاییمون رو با هم مینداخت بیرون! - نمیدونم شاید!! اما اگر همه حرف میزدیم همه مون رو که نمی تونست بیرون کنه! می تونست؟! - بله! اگر همه حرف میزدن شرایط یه چیز دیگه بود! حالا که هیچکی حرف نزد! تو هم بهش فکر نکن. عباسم ادم بی دست و پایی نیست که! خدام بزرگه ایشالله یه کار بهتر پیدا میکنه! - اره خدا که همیشه بزرگه! اما ما چی؟! خیلی سیب زمینی و ظالم ترس شدیم! همه چی رو فقط با منافع خودمون می سنجیم نه با حکم خدا! پس امر به معروف چی میشه؟! خب شایدم حق با اونه! تو امر به معروف باید احتمال تاثیر باشه... اگرم که میگفتیم معلوم نبود تاثیر داشته باشه! تازه ممکن بود خودمونم الان بیکار بشیم. اونم تو این زمونه قحطی مرام و معرفت! - چیزی گفتی؟ - نه با خودم بودم! - راستی امشب هیئت یادت نره ها! دم مسجد منتظرتم!! - هیئت!! هیئت یادم نره!! بیچاره عباس فکر نکنم امشب بیاد مسجد!! از فرط ناراحتی! - حواست کجاست؟ با توام!! هیئت که میای؟! - چی؟! ها! اره میام!! - امشب دم مسجد منتظرتم. - باشه!! ========== پی نوشت: راستی مبارکه هنوز محرم به نیمه نرسیده محرم صدا سیما تموم شد!! امروز شروع کرده بود به پخش انواع موسیقی های مقامی!!
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه سوم بهمن 1386 ، ساعت: 0:25 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| گردان شک |
داشت دکمه ی آخر پیراهن مشکی اش را می بست.جریان این چند وقت مثل یک گردان شک دار ایوان ذهنش رژه می رفتند.می خواست خدا را صدا کند.فریاد بزند.اما حتی نمی دانست خدایی وجود دارد یا...!محمد که سال ها قلمش رنگ خدا را بر صفحه ی کاغذ می آوردند،اکنون نمی دانست بقیه ی ماجرا چه خواهد شد؟
امام زمانی که سال ها از عشقش قلم می زد،حال کجا بود؟احساس می کرد به آخرخط رسیده است... *** صبح به آن زودی آن هم ساعت 8 معلوم نبود چه کسی به خودش اجازه داده بود تا دستش را روی دکمه های تلفن ببرد و شماره همراهش را بگیرد.با چشمان بسته دستش را به دنبال تلفنش،به روی میز کنار تخت می کشید.خواب آلود،دکمه ی سبز را فشرد: -بفرمایید -سلام.آقای محمد توکلی؟ -خودم هستم.امرتون؟ -خوبید جناب توکلی؟عذر می خوام بدموقع مزاحمتون شدم. -فعلا که شدید.امرتون؟ -از روزنامه "امید فردا" مزاحمتون می شم.واقعیتش مدتی است همان طور که می دانید روزنامه ی ما فروش خوبی پیدا کرده و ما جدیدا یک صفحه مربوط به امام زمان(عج)تعریف کردیم و به یک نویسنده ی قوی و معروف مثل شما برای یک ستون ادبی نیاز داریم.می خواستم بدونم افتخار همکاری با... محمد نگذاشت حرف روزنامه نگار تمام شود. سال ها بود می نوشت.دیگر کم تر کسی از اهل ادب و فرهنگ و مجله بود که نامش را نشنیده باشد.اما تماس معروف ترین روزنامه ی کشور برای او یک فرصت به حساب می آمد.شوکه شده بود.پرسید: -چه طور برای چنین روزنامه ی معروفی با من تماس گرفتید؟ -شکسته نفسی نفرمایید جناب توکلی! *** خیلی زودتر از آن که فکرش را می کرد،ستون دست نوشته هایش محبوب شد و شهرت پیدا کرد.مدت ها از نوشتنش در "امید فردا" می گذشت و قلمش هر روز،زیباتر و دلنشین تر می شد.اما مریض شدن و بستری شدن مادرش در بیمارستان باعث شد که روند ستون همیشگی اش معطل بماند.دیگر حال و حوصله ای نداشت.او از تمام زندگی و دار دنیا فقط یک مادر و یک خواهر را داشت و دوست نداشت مادر را از دست بدهد. مسجد مقدس جمکران،مکان آشنایی بود برای دعا و مطرح کردن خواسته اش با کسی که مدت ها در مدحش قلم فرسایی می کرد.او انتظار زیادی داشت که امام زمان(عج)،ندایش را پاسخ دهد. در مسجد جمکران مشغول نماز امام زمان بود.حال خاصی داشت و احساس می کرد دست خالی برنمی گردد.نمازش که تمام شد تلفن همراهش زنگ زد.طاهره،خواهرش بود.لبخندی زد و با امید به این که خبر شفای مادر را می شنود تلفنش را پاسخ گفت: -سلام طاهره!چه خبر؟چه خبر از مامان؟ گریه امان طاهره را بریده بود.دل در دلش نبود.از طرفی نمی دانست گریه ی طاهره،گریه ی شادی است یا گریه ی... . -محمد جان!زود بیا تهران! همین را گفت و تلفن را قطع کرد.نمی دانست چه اتفاقی افتاده است.تماس با طاهره هم بی فایده بود.دستگاهش را خاموش کرده بود.سریعا مسجد را ترک کرد و راهی تهران شد. *** داشت دکمه ی آخر پیراهن مشکی اش را می بست.جریان این چند وقت مثل یک گردان شک در ایوان ذهنش رژه می رفتند... حال دیگر مادر هم رفته و او هم دچار داغ از دست دادن مادر،و هم درگیر شک عجیبی شده است.در یک هفته پس از مرگ مادر،حرف های زیادی بین او و خدا رد و بدل شد.حرف هایی که نشان از خستگی او داشت. مراسم شب هفت مادر را هم برگزار کرد و بدون هیچ وقفه ای راهی جمکران شد.کوله بارش شک و توشه اش ترس بود.وقتی چشمانش به گنبد سبز مسجد افتاد،اشکش سرازیر شد و زبان گلایه را گشود.شانه های محمد از هق هق گریه می لرزید.اما یک نفر شانه ی او را تکان می داد: -پسرم!جوان! پیرمردی بود.محمد حرفی نزد.پیرمرد ادامه داد: -چرا این قدر زود؟ -چی زود پدر جان؟ -این قدر زود بریدی؟مگر تو نبودی که در نوشته هایت می نوشتی یا صاحب الزمان!مادرم به فدایت؟ تا پیرمرد این را گفت،محمد شوکه شد.گریه اش بند آمد.پیرمرد هم رفت و محمد دیگر نتوانست پیدایش کند.محمد برگشت.دوباره چشم به گنبد سبز مسجد دوخت و اشک ریخت.دیگر گردان شک،در قلمرو ذهنش جایش را به سپاه عشق داده بود. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ، ساعت: 0:41 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| واعتصموا بحبل الله جمیع اولا تفرقوا |
|
از تولد وبلاگمان بیشتر از یکماه میگذره! و در این مدت من صبر کردم و چیزی راجع به قاعده و قوانین اینجا ننوشتم تا کمی وبلاگ جا بیفته! اما الان به نظر میرسه موقع اون رسیده که بگم چرا وبلاگ گروهی؟ چرا دفاع مقدس؟ و چرا اینجا؟ چرا اینطور و قس علی هذه... مدتها بود میخواستم در باره شهدا بنویسم. دوست داشتم جایی باشه تا بتونم دلتنگی هام رو بنویسم بدون اینکه دیگرانی که می آیند و میخوانند فکر کنن من کی ام و حالا لابد آخر دینداری ام! همیشه اینکه شخصیتی غیر از اینکه هستم جا بیفتم برام آزار دهنده بوده و احساس ریا کاری بهم دست میده! از طرفی نوشتن در باره ی خوبیها و شهدا و غیره باید از روی حس و حال باشه! چرا که اگر اینجور نباشه جز چند کلمه که بلغور کرده باشی و چپانده باشی در این دنیای نت چیز بیشتری نیست و لاجرم بر دل ننشیند! و ادمی مثل من هم همیشه توی این احوال نیست که مثلا بتونه یک وبلاگ تنهایی راجع به شهادت و شهیدان بنویسه! برای همین ترجیح دادم حالا که خودم اونطور که باید نمی تونم بنویسم کسانی رو که می تونن بنویسند از شهدا و کسانی که بهشون نزدیک ترند و بیشتر می شناسندشان بیان و بنویسن. و در کنار هم گام به گام به دنیایی که ایثار و شهادت توی اون معنا میده نزدیک بشیم! به کمک هم. چرا که ید الله مع الجماعة! از اینکه تنهایی شروع کنم هراس داشتم هراس از زمین خوردن و ناکامل موندن کار! باورم نمیشد به این زودی دوستانی پیدا کنم همراه و همدل. از دیدن تک تکشون تو این سرزمین خوشحالم و امیدوارم این سرزمین بشه محلی برای تقویت روحیه ی اسلامی مون! بشه پناهگاه و سنگری که از اون مبارزه و دفاع مقدس رو ادامه بدیم! بشه نقطه اتحاد و اجتماعمون. اما چرا دفاع مقدس! راستش وقتی تصمیم گرفتم کلید وبلاگ رو بزنم به اسمش فکر نمیکردم! همیشه اعتقاد دارم اسم هر چیزی خودش میاد! هر چقدرم که ادم تلاش بکنه هر چیزی اسم خودش رو داره! که خدا همون موقع میذارتش توی ذهنت و جاریش می کنه روی زبونت! وقتی کلید وبلاگ رو زدم جای اسم وبلاگ ناخود آگاه نوشتم دفاع مقدس. به امید اینکه حالا بعد میام عوضش می کنم یه اسم چی میگن رومانتیک تر و ظریف تر میذارم! اما هر کاری کردن نتونستم عوضش کنم.انگار یکی بهم می گفت اینجا اسمش همینه! چون قراره جای دفاع باشه! دفاع مقدس! دفاع مقدس که تموم نشده شده؟! اگر شده بود پس چرا امام وشهدا انقلاب رو و اماناتشون رو و پاسداری از اونها رو به ما سپردن؟! القصه اینکه اینجا سرزمین دفاع از همه ی خوبیها و آرمانهاییه که شهدامون به خاطرش پر کشیدن!! اما در مورد نحوه ی مدیریت وبلاگ دوستانی لطف کردن انتقاداتی کردن و پیشنهاد هایی داشتن که مختصر بهشون اشاره می کنم و در پایان یه پیشنهاد دارم که امیدوارم دوستان در موردش فکر کنن و ما رو از نظرات سازنده شون بی نصیب نذارن. یکی در مورد این موضوع بود که چرا بروز شدن وبلاگ زمان بندی نداره مثل اینکه وبلاگ هفته ای یه بار بروز بشه و هر نویسنده موظف باشه مثلا یه جمعه واسه شهدا مطلب بنویسه! خب البته تا حدی این انتقاد وارد هست ولی همونطور که گفتم من خودم اعتقاد دارم نوشتن باید بیاد اونم در مورد شهدا که اگه ننویسی بهتره اینه که الکی بنویسی واسه بروز شدن!به خاطر این اعتقاد بود که زمانبندی نکردم نوشتن وبلاگ رو! هر کسی زمانی داره واسه پرکشیدن! اما اینکه چرا نویسندگان وبلاگ محدود نیستن و هر کسی بخواد می تونه جزئ نویسندگان وبلاگ بشه به این دلیله که وبلاگ مال من نیست که بذارم یه عده بیان و یه عده نیان! من جای صاحب خونه نمی تونم تصمیم بگیرم. اونها هر کسی رو بخوان خودشون دعوت می کنن منم اینجا فقط اطاعت امر می کنم! اما یه پیشنهاد یکی از دوستانمون داشتن اونم اینکه نویسندگان وبلاگ یه چند باری کنفرانس داشته باشن با هم که سبک و سیاق وبلاگ و خیلی چیزای دیگه تو تصمیم گیری جمعی مشخص بشه! که به نظرم پیشنهاد به جایی هست. و نکته ی مهمتر اینکه من کار رو شروع نکردم که تنهایی پیش ببرم امیدم به یاری شهدا بود که کمک بفرستن برام که فرستادن. حالام چون من به تنهایی خیلی زمان ندارم که بتونم اونطور که شایسته ی این سرزمین هست خدمت بکنم یه پیشنهاد دارم اونم اینکه یک شورای سردبیری از میان نویسندگان انتخاب بشه که بشن نویسندگان اصلی وبلاگ و یک سری اختیارات هم داشته باشن و وقت بیشتری از بقیه ی نویسندگان برای وبلاگ بذارن. و همه با هم کمک کنیم که این خانه ی شهدا ان شا ئ الله پا بگیره و انشاء الله خود شهدا به موقع اش به همه تون جواب بدن. چند نکته ی کوچیک دیگه یکی اینکه بعضی از دوستان خواستن گمنام بنویسن اینجا، خدمتتون عرض کنم که هیچ مشکلی نیست فقط باید یک آدرس ایمیل بدید که ما بتونیم براتون نام کاربری و رمز ورود بفرستیم. دوم اینکه ایشالله اگر شورای سردبیری مشخص شد یه سری قوانین هم واسه سرزمینمون میذارن که همه ی ما نویسندگان باید بهش پایبند باشیم. سوم اینکه لطفا وبلاگ دفاع رو لینک کنید و دوستانتون رو هم به این سرزمین دعوت کنید تا ایشالله بشیم همون واعتصموا بحبل الله.... چهارم اینکه ممنونم از همه ی دوستانی که برای نوشتن اینجا دعوتشون کردم و پذیرفتن که ما رو دست تنها نذارن. برای کسانی هم که بدلایلی نپذیرفتن آرزوی موفقیت می کنیم و از همین جا ازشون دعوت می کنیم جز خوانندگان و نقد کنندگان ما باشن. پنجم همه ی نویسندگان لطف کنن ای دی بنده رو اضافه کنن که به محض بروز شدن وبلاگ در جریان قرار بگیرن. و ما مجبور نباشیم هر وقت بروز کردیم بخوایم وبلاگ تک تک دوستان بریم واسه خبر کردن و خیلی هاشون هم از قلم بیفتن. به خاطر سنگین بودن وبلاگ نیومدن نظرات و غیره! بهرجهت سرعت اطلاع رسانی از طریق مسنجر خیلی بیشتر هستش و ایضا راحت تر! خلاصه ای دی ما رو اضافه کنید و هر وقت خبر بروز شدن وبلاگ به شما رسید اونو سند تو ال کنید لطفا.(اجرتون با شهدا) اینم ای دی بندهjirjirak.baron ششم همه تون رو بخدا میسپارم و منتظر نظرات سازنده تون هستم یا حق. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ، ساعت: 22:47 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| ب...ب..سم الله |
|
بسم الله الرحمن ارحیم چه شد قولی که داه بودی؟ نمی نویسی؟ تو نبودی که گفتی همه ی توانت را برای دفاع در طبق اخلاص خواهی گذاشت؟ تو نبودی از اتحاد و وحدت حرف زدی؟! نگفتی نمیدانی چه کنی که همه تان با هم یکی شوید و دیگر احساس غربت دلهایتان را نیازارد و و جود تک تک تان تسلی خاطری باشد و مرهمی بر زخمهایی که گاه و بیگاه نمکش می زنند؟ تو نبودی که می گفتی هر وقت تلویزیون تصاویر تهاجم وحشیان آمریکایی به عراق را نشان میدهد که چگونه به مسلمانان و خانه هایشان تجاوز می کنند بی اینکه از هیچ فریادی بهراسند از مسلمانی خود خجالت می کشی، از اینکه راحت میخوابی لم می دهی و خبر آوارگیشان را نگاه می کنی و بعضی وقتها هم که حوصله ات سرمیرود کانال را عوض می کنی! تو نبودی؟ تو نگفتی هان؟! - سرم رو پایین میندازم! آره تو راست میگی، راست می گی! که چی؟! می گی من چیکار کنم؟! - مرد باش و به قولت عمل کن!! - حاجی بخدا دیگه نیرو ندارم وضعم رو که می بینی؟! - چون وضعت رو دارم می بینم بهت میگم یالا بلند شو! دستت رو بذار رو زانو هات و دوباره بلند شو! نمیخوای که زیر قولت بزنی؟! - حاجی زانوهام دیگه توان نداره! از بس بلند شدم و خوردم زمین! مگه زخم پاهام رو نمی بینی که بیشتر از زخم دلم اذیت می کنه! - بهونه نیار مومن! بگو کم آوردم. بگو پنچر شدم. بگو معذرت میخوام قول دادم. بگو مردش نبودم و خلاص! - نه جون حاجی فقط دست تنهام! حاجی تنهایی نمی تونم... - کی گفته دست تنهایی؟! ببخشید ها مگه ما اینجا چکاره ایم؟! به به! پس چی چی هی الکی میگید شهیدان زنده اند الله اکبر.... - بازم میگم حاجی! - به گفتن نیست بچه! باید دلت رو صاف کنی باید باورت باشه که هنوز هستند و دارن دفاع می کنن دفاعی مقدس! چی فکر کردی! فکر کردی تا حالا خودتون تنهایی تا اینجا اومدین؟! لابدم فکر کردی چقدر فداکاری که به خاطر چیزایی که دوست داری دو تا حرف شنیدی! بی خیال اصلا سخنرانی کنم که چی.... - حاجی جون من ازم نرنج! من فقط یه کمی کم آوردم، انگیزه میخوام روحیه میخوام بهم میدی؟! - تو بسم الله اش رو بگو... صدق الله اش با ما... - ب..ب..بسم..الله! ............................................. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ، ساعت: 12:39 ، نگارنده: باران | باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| معرفی کتاب |
|
|
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| موبایل اسلامی(نرم افزار) |
|
- قران کریم با امکان جستجو - نهج البلاغه - صحیفه سجادیه - دعای کمیل - زیارت عاشورا - دعای عهد - اوقات شرعی - ذکر ایام هفته |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| کلیپ صوتی |
|
- نامه دختر شهید ناصری به پدرش - ابوالفضل سپهر 5 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 4 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 3 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 2 (دلبران) - ابوالفضل سپهر 1 (دلبران) |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| کلیپ تصویری |
|
- سامی یوسف 4 - سامی یوسف 3 - سامی یوسف 2 - سامی یوسف 1 |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
|
امير لشكر عشق باید رفت پرچمدار آخرين خنده ها بدون شرح انگار هیچ خبری نیست خواب راحت خاطره بزرگان عكس سه نفره |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| درباره ما |
![]() شهدا را به این خاطر دوست داریم که با ما هستند! هر چند ما با شهدا نیستیم.... |
| نویسندگان |
|
باران
قرار شبانه راوی حمید بزم شاهی ارمینه جسد زنده ستاره دریایی بازمانده اصف سید(ة) آزاد |
| جستجو |
|
.... در حال بارگذاری
|
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی
پژوهشی دلنوشت متفرقه جامعه اسلامي |
| آمار وبلاگ |
| اطلاعات وبلاگ |
|
Powered For BLOGFA.COM طراح قالب: تیم پشتیبانی وبلاگ بازسازی قالب: WindowsLab |